Haji Washington; Iranian Journalist in Washington DC


مشرف پر

link Email Print ۱۳۸۷/۰۵/۲۸   General

بعضی ها هر چقدر هفت خط باشند، هر چه گردن کلفت باشند، هر قدر حروم زاده باشند، عمرا به پای مشرف نرسند.

این ژنرال و رئیس جمهور سابق سال ها یک دنیا رو تشنه برد لب آب و برگردوند. با طالبان نشست، با آمریکایی ها حال کرد و به ریش آدم و عالم خندید.

کی فکر می کرد که بزرگترین برنده یازده سپتامبر مشرف باشه؟ طالبان رو او درست کرد، خودش باهاش چپ افتاد، آمریکایی ها رو ده میلیارد دلار تیغ زد و به قهرمان مبارزه با ترویزم تبدیل شد. آخرش هم سر بی نظیر بوتو رو به “طاق” ماشین کوبید و معلوم نشد که چی شد!

مشرف، ماکیاولی رو که نه، شیطون رو هم درس می داد. کشورداریش هم از دوستان خالی بند فوتوشاپی ما بهتر بود. ولی در نهایت مجبور شد بره …

آی درس عبرت!

بار اول پرویز مشرف رو در اجلاس سران اکو در تهران دیدم. فکر کنم سال ۷۹ بود. شاید هم ۸۰. همه سران گروه زپرتی اکو آمده بودند. افغانستان اون روزها دست طالبان بود ولی ربانی با عنوان رئیس جمهور افغانستان در این اجلاس شرکت داشت. آقا مشهد سوار هواپیما شد و در تهران مورد استقبال رسمی قرار گرفت.

اون روزها روابط مشرف با ایرانی ها چپ بود. قضیه سر طالبان بود. تمام مدت اجلاس برای خاتمی قیافه گرفته بود. به ربانی هم محل سگ نمی گذاشت. موقع عکس دسته جمعی سران هم از سر سیری عکس انداخت.

اون روزها مشرف یک کودتاچی بود و با این که برای همسایه ژست می گرفت، در غرب خیلی تحویلش نمی گرفتن.

دفعه دومی که مشرف رو دیدم، در واشنگتن بود. این مشرف اون مشرف قبلی نبود. خوش اخلاق بود. حتی به عنوان مهمان در برنامه کمدی تلویزیونی شرکت کرد و کلی مزه ریخت. این مشرف، اون مشرف کودتاچی نبود. این مشرف قهرمان مبارزه با ترویزم بود.

فلپس

link Email Print ۱۳۸۷/۰۵/۲۶   General

مایکل فلپس 

تا به اینجای المپیک پکن از هیچ چیزی به اندازه مسابقات شنا و موفقیت مایکل فلپس لذت نبرده ام. فلپس امشب (به وقت آمریکا)‌هفتمین مدال طلای خودش رو در این دوره مسابقات المپیک به دست آورد. او در کل ۱۵ مدال المپیک رو به گردن انداخته که ۱۳ تاش طلا است. او دارای ۷ رکورد جهانی هم هست.

پیروزی های روزهای گذشته فلپس به کنار، پیروزی میلی متری امشب او در برابر شناگر صرب چیز دیگری بود.

این فلپس فعلا به جو زدگی عظمای آمریکایی ها تبدیل شده. اون چیزی که پیروزی های فلپس رو شیرین تر می کنه روحیه افتاده و حضور پرشور مادرش در همه مسابقاتش هست.

فعلا که تیم ایران هنوز موفقیتی درخور توجهی نداشته و بنده هر شب از ساعت ۸ شب تا ۱۲ از روی کاناپه ورزشکارهای آمریکایی رو تشویق می کنم. به سلامتی فکر کنم بعد از المپیک هفت هشت کیلویی وزن اضافه کنم.

یکی از نکاتی که در بازی های این چند روز گذشته برام جالب بوده، نوار سیاه رنگی است که بر روی شانه راست کری والش، عضو تیم والیبال ساحلی آمریکا قرار داره. چند روزی بود می خواستم درباره شانه این ورزشکار بنویسم ولی عکس خوبی که این نوار توش معلوم باشه نبود. امشب بالاخره هم عکس رو پیدا کردم و هم بعد از یک سال تنبلی، کلینیک حاجی واشنگتن رو راه انداختم و درباره نوار روی شانه این ورزشکار نوشتم.

کاغذ پاره

link Email Print ۱۳۸۷/۰۵/۲۰   General

محمود احمدی نژاد همزمان با به ابراز تردید به صحت مدرک دکترای افتخاری علی کردان وزیر کشور گفته:‌ برای خدمتگذاری نیازی به کاغذپاره ها نیست.

ایشالا سوسک آلباینوی (زال)‌ کور قربون این طبع بلندت بره که دیگه دکترای دانشگاه آکسفورد به نظرت نمی آد و اون رو کاغذ پاره می دونی!

حرف آقای احمدی نژاد البته از جهتی درسته. واقعیتش اینه که برای بعضی کارها، از جمله گه زدن به حال و روز مملکت نیاز به مدرک خاصی نیست. هرکسی می تونه این کار رو بکنه!

اما آقای احمدی نژاد مهم مدرک و اعتبار کاغذ پاره و جنس نامرغوب کاغذ و چاپ مدرک دانشگاه آکسفورد نیست! مهم یک چیزی است به نام شرافت که داره این وسط فراموش می شه.

مهم شرافت آدم هاست. کسی که درباره مدرکش دروغ می گه و سال ها حقوق و مزایای اون رو می گیره یک جای کارش مشکل داره. گیرم تو خانواده بهتون نگفتن دروغ گفتن چیز بدیه،‌ شماها که ادعای مسلمونیتون گوش فلک رو پر کرده. چرا دروغ می گید؟‌ تکلیف شرافتتون چی می شه.

وقتی خاتمی داوطلب ریاست جمهوری شد، جنتی یقه اش رو چسبید که کسی که کاندیدای دکتری است و هنوز دفاع نکرده حق نداره در تبلیغات انتخاباتی از عنوان دکتر استفاده کنه. خشتکش رو داشتن پرچم می کردن. فکر کنم اگر خاتمی می خواست می تونست مثل بعضی ها که تز دکتراشون رو دیگران نوشتن رساله ای رو روانه دانشگاه کنه تا او هم دکترایی بگیره ولی نکرد.

اما امان از این کاغذ پاره های بی ارزش که جماعت دارن اونجای خودشون رو براش جر می دن!

انقلاب که شد، خیلی از آدم های متخصص و تحصیل کرده از ادارات دولتی پاکسازی شدن. بعضی ها هم بازخرید شدن. اون روزها اعتبار آدم ها به ایمان و تقواشون بود. باید برادر و حاجی می بودی با یک خروار ریش و کفش پاشنه خوابیده که مدیر باشی.

جنگ که تمام شد ریش ها هم کوتاه شد. برادرها کت شلواری شدن و یقه سه سانتی می پوشیدن که احساس کنن مهم شدن. بعدش یهویی یک خلایی حس شد. جماعت دیگر با حاجی و برادر بودن حال نمی کردن. باید یک جوری کمبود شخصیتی رو جبران می کردن.

این شد که یک جور فرهنگ بچه معروفی و عقده دکتر بودن باب شد.

الحمدالله راه مدرک گرفتن از دانشگاه های هند و فیلیپین باز بود. دانشگاه هاوایی هم که در ایران شعبه زده بود. دانشگاه آزاد هم بود و بعضی ها هم به مدد سهمیه در دانشگاه های دولتی وارد شدند. خیلی ها رو می شناسم که کشکی دکتر شدن. خیلی ها رو شنیدم و دیدم که لیسانس وظیفه زیر دستشونُ یا کارمندشون تز دکتراشون رو نوشته.

البته یک گروه دیگر هم دکتر شدن بدون این که تلاشی کرده باشن. همون طور که تو مملکت ما از قدیم رسم بود به گروهبان ها سروان می گفتن چند سالی هست که تو ادارات به جای حاجی خطاب کردن مدیران به اونها دکتر می گن. نمونه این موضوع رو زیاد دیدم.

اینه که احمدی نژاد می گه این کاغذ پاره ها ملاک نیست چون خودش می دونه خیلی از این مدرک ها کشکی و بی اعتباره.

تکرار تاریخ

link Email Print ۱۳۸۷/۰۵/۲۰   Media و US

اخبار این یک هفته گذشته به طور عجیب و غریبی برام یادآور رخدادهای تاریخی بود. برخورد دولت با قومیت ها و خطرهایی که این اشتباهات برای تمامیت ارضی و ثبات کشور داره و بعضی رخدادهای بین المللی از جمله این تحولات بودند.

در باره اشتباهات دولت در برخورد با قومیت ها بعدا خواهم نوشت. اشتباهاتی که حتی اگر موضوع حقوق بشر رو بخواهیم کنار بگذاریم و خیلی ماکیاولی بخوایم به قضیه نگاه کنیم، باز هم کلمه ای بهتر از “خریت” برای توصیف آن پیدا نخواهیم کرد.

اما این دو سه روز گذشته، تانک ها و هواپیماهای روسیه روانه گرجستان شدن و ارتش این کشور رو سرویس کردن. جالب اینجاست که شبکه های آمریکایی همش چسبیدن به سناتور جان ادواردز و پیروی عملی او از سیره قانون حمایت خانواده در ایران و کاری به این حرف ها ندارن. البته پوشش خبری قضیه ادواردز به خاطر دورغی که به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری گفته، مهمه ولی آیا نباید مردم آمریکا از رخدادهای جهان هم مطلع شن؟

بی خود نیست اطلاعات عمومی مردم این کشور از اوضاع جهان این قدر پایینه.

انشالا سبحان، درد و بلای بی بی سی بخوره تو سر سی ان ان آمریکا. حتی اسکای نیوز حجم اخبار جهانیش بیشتر از این هاست. الجزیره که شاهکاره. اما برخلاف سی ان ان بین المللی که اخبارش جهانیه، سی ان ان آمریکا همش اخبار داخلی آمریکا رو پخش می کنه. فاکس نیوز (به قول بعضی مدیران صدا و سیما: فکس نیوز!) هم که نسخه امریکایی کیهانه. ان بی سی، ای بی سی و سی بی اس هم که خبری به اون صورت پخش نمی کنن. ما موندیم این شبکه عمومی ملی (پی بی اس) که روزی سه وعده اخبار بی بی سی رو بازپخش می کنه.

مراسم افتتاحیه المپیک رو هم با ۱۲ ساعت تاخیر دیدیم. اون هم بدون اجرای جواد خیابانی و سانسور مراسم زیبای افتتاحیه.

البته در حالی که مشغول نوشتن این موضوع بودم، سی ان ان با رئیس جمهور گرجستان مصاحبه کرد و کمی درباره اوستیا صحبت کرد. این رو هم نوشتم تا “صادق*” که ۲۴ ساعته مشتری ولف بلیتزره، صداش در نیاد!

پاک از اصل موضوع پرت شدم.

اما چرا تکرار تاریخ؟

بهانه اولین جنگ ایران و روسیه و از دست رفتن بخش عمده ای از خاک کشورمون، بچه ننه بازی حکام گرجستان و پناه بردن به روسیه تزاری بود. حالا موضوع تکرار شده ولی به طور وارونه. این بار اوستیایی ها دست به دامن مسکو شدن و می خوان از گرجستان جدا شن!

رسانه های آمریکایی ها هم اگر حواسشون جمع بود، از این قلدر بازی روسیه نگران می شدن. سیمرغ ققنوس داره دوباره از خاکستر بلند می شه و این بار علاوه بر منافع ملی و رقابت های بین المللی، کینه و عقده حقارت دهه نود رو به دوش می کشه.

اما تقسیم بندی اوستیا به دو جمهوری شمالی و جنوبی هم از اون گندکاری های استالین بوده که حالا حالاها مردمان فقفاز و سایر مناطق شوروی سابق باید جزاش رو پس بدن. این رو هم بگم که بعضی ظرفا بر این باورن که اوستیایی ها از اقوام ایرانی قفقاز هستند.

*صادق یکی از خوانندگان با سابقه و پر و پا قرص این نشریه ضاله است!

خانه خالی؟

link Email Print ۱۳۸۷/۰۵/۱۸   General

وزیر مسکن: “دارندگان خانه خالی محتکر شناخته می شوند.”

حاجی واشنگتن: ما قبلا درباره این افراد فکرهای بدی می کردیم، خوب شد فهمیدیم طفلک ها محتکرن نه چیز دیگه.

این هم از ذهن منحرف حاج آقایی ما!

 

مشق شب

link Email Print ۱۳۸۷/۰۵/۱۷   Media

وزیر کشور جدید:”کشف حقیقت در وادی قدرت از مشقات کار خبر است.”

حاجی واشنگتن: خبرنگاران عزیز، اگر می خواهید عاقبت به خیر شید از روی جمله بالا، صد بار با خط خوش بنویسید.

جوانفکر: “تقسیم بندی خبرنگاران به حامی و مخالف نظام توهین به آنان است.”

حاجی واشنگتن: مسوولان مملکت از روی این جمله صد بار با خط خرچنگ قورباغه بنویسند.

 

روز خبرنگار مبارک

link Email Print ۱۳۸۷/۰۵/۱۶   Media

روز خبرنگار بر همه خبرنگاران و روزنامه نگارانی که هنوز در تله استکبار جهانی نیفتاده اند مبارک باشد.

همکار عزیز اگر به خاطر فعالیت های ژورنالیستی سانسورُُ شده اید، بازداشت شده اید، کتک خورده اید و فحش شنیده اید، تبعید شده اید و  شاید هم به سر دار فرستاده شده اید،  این تبریک شامل حال شما نمی شود زیرا همه روزهای سال متعلق به شماست!

در اوهایو اتفاق افتاد

link Email Print ۱۳۸۷/۰۵/۱۱   US

زمان جمعه پیش

مکان: بزرگراه I-۷۰ ، ابتدای ایالت اوهایو

مکالمه کنندگان: افسر پلیس و حاجی واشنگتن

افسر: سرعت مجاز رو می دونید چقدره؟

حاجی واشنگتن: والا تو ویرجینای غربی ۷۰ مایل بود. اینجا هم باید همون حدودا باشه، شاید هم ۶۵ تا.

افسر: خیر، ۵۵ تاست. شما با سرعت خیلی بیشتری می روندی.

حاجی واشنگتن: خوب ..

افسر: چرا اومدی اوهایو؟

حاجی واسنگتن: واسه عروسی فامیلمون

افسر از کجا اومدی؟

حاجی واشنگتن: ایران ( باید می گفتم واشنگتن ولی نمی دونم چرا گفتم ایران)

افسر: شما مال آیرن هستی؟

حاجی واشنگتن: بعله!

افسر ( همراه با احترام، خیلی متین و مودب): بفرمایید. خوش آمدید به ایالت ما. خوش بگذره.