Haji Washington; Iranian Journalist in Washington DC


آقای باهوش

link Email Print ۱۳۸۷/۰۸/۳۰   General

خبرگزاری فارس به نقل از جانشین مدیر مسوول یک هفته نامه یمنی نوشته:

مردم یمن احمدی نژاد را فردی باهوش و قوی می دانند.

در این که احمدی نژاد آدم باهوشی هست شکی ندارم ولی:
اولا خاک بر سر خبرگزاری فارس که برای ثابت کردن عظمت وجودی احمدی نژاد باید از اونجای جانشین مدیر مسوول یک هفته نامه یمنی آویزوون شه!

دوما خاک تو سر مردم یمن که بزرگترین تامین کننده نیروی انسانی القاعده است و حالا جانشین مدیرمسوول هفته نامه زپرتیشون باید به جای اونها ور بزنه!

سوما خاک تو سر ما که به جای شنیدن تعریف از آدم های درست و حسابی، از تعریف کردن یک مشت ابله خوش خوشانمون می شه.

یا اهل القاشق!

شباهت

link Email Print ۱۳۸۷/۰۸/۲۸   General و US
اریک هولدر- انتخاب اوباما برای دادستانی کل آمریکا

روز اول مرخصی

link Email Print ۱۳۸۷/۰۸/۲۸   Iran-US و US

به به چه حالی می ده آدم ساعت ۱۰ بیدار شه.

قبل از بیرون اومدن از رخت خواب داشتم  خیلی کاسب کارانه مزایا و مضرات انتخاب احتمالی سناتور کلینتون رو به وزارت خارجه آمریکا بررسی می کردم.

به این نتیجه رسیدم که اگر خانم کلینتون وزیر خارجه شه، ذوق زدگی زود هنگام دولت احمدی نژاد برای ماهی گیری از آب گل آلود روابط دو جانبه خیلی زود به یاس تبدیل می شه. البته این وسط مردم ایران هم بز خواهند آورد.

چرا؟

خانم کلینتون و باراک اوباما درباره ایران اختلاف های اساسی دارند. خانم کلینتون در ماه مارس صحبت از اضمحلال ایران در صورت حمله به ایران زده بود. او به قطعنامه تروریستی خواندن سپاه رای داده بود و مخالف گفتگوی بدون پیش شرط با احمدی نژاد هست.

البته گزینه ایران گزینه خیلی مهمی برای اوباما در انتخاب خانم کلینتون برای وزارت خارجه نخواهد بود. او با کوهی از مشکلات مواجه هست و سناتور کلینتون خیلی خوب اونها رو برطرف خواهد کرد. مهم تر این که اوباما با این کار، رقیبش رو از سنا خارج می کنه و به دولت می آره و به این وسیله خاری از چشم دولت اوباما در کنگره در خواهد اومد.

برخلاف کلینتون، اگر سناتور چاک هیگل جمهوری خواه به این سمت انتخاب شه، مسیر گفتگو با ایران به مسیر روان و عملگرایانه هدایت خواهد شد.

ولی خداییش وزارت خارجه به کلینتون خیلی می آد.

غر شیفت شب

link Email Print ۱۳۸۷/۰۸/۲۷   General

* ایشالا هر کسی بعد از خوندن این متن به من تهمت نژادپرست بودن رو بزنه، سوسک شه!

در این سفرهای زیادی که به کشورهای مختلف آسیایی، آفریقایی، اروپایی و شمال آمریکا کردم، متوجه یک نکته مهم شدم. اون هم اینه که هر ملتی که هپلی تره، وضعش خراب تره.

امشب می خوام یک غر اساسی درباره این …. ها بزنم.

در این چند سال افتخارهمنشینی با چند …. رو در محل کارم داشته ام. چند تا از کراماتشون رو براتون می شمارم:

۱- به شدت بلند حرف می زنن، گویی سر جالیز هستن. زبونشون فوق العاده زشت و خشن هست و وقتی با تلفن یا یکدیگر حرف می زنن، انگاری سوهان به روح آدم کشیده می شه.

۲- موقع خوردن به شدت ملچ ملوچ می کنن. صد رحمت به شتر! وای به حالی این که موقع صحبت با تلفن، کیفورهم بشن و بخوان چای رو با لذت تمام هورت بکشن.

۳- آدامس جویدنشون هم معرکه اس.

۴- وای به لحظه ای که طرف احساس آدم حسابی بودن بکنه. پاش رو از تو کفشش در می آره، و به سمت شما به روی میز می گذاره.

۵- موقع صحبت با تلفن از هر ۲۰ تا کلمه، ۳۰ تاش الحمدالله و ماشالا است. به شدت غلیظ!

۶- وای به روزی که سرما بخورن. چنان محکم دماغشون رو بالا می کشن( با فرکانس دو بار در هر دقیقه) که آدم می خواد شکوفه در بیاره!

بازم بگم …

البته از خودم تعجب می کنم که این قدر آستانه تحملم اومده پایین. تهران که بودم با هپلی های باحال تری همنشین بودم. باورتون نمی شه، برید از آقا جلو یا ابولی بپرسید.

* بعد از انتشار مطلب، از اشاره به اسم کشور پشیمون شدم و به جاش سه نقطه گذاشتم.

وقتی می آد اوباما، بهار می آد تو باغا *

link Email Print ۱۳۸۷/۰۸/۲۶   Iran-US و US

باراک اوباما امشب اولین مصاحبه تلویزیونی خودش رو پس از پیروزی در انتخابات انجام داد. مصاحبه خوبی بود. هم او و هم همسرش خوب حرف زدن. اوباما اون آرامش همیشگی رو به دست آورده بود و اعتماد به نفس میشل هم بهتر شده.

اما …

اوباما در رابطه به سیاست خارجی به عراق، افغانستان، اسامه و گوانتانامو اشاره کرد ولی امان از یک نیم نگاه به ایران!

حسین جان، ما به تو دل خوش کرده بودیم! این بود جواب حسین حسین های ما؟

چرا درباره ایران صحبت نکردی؟‌ حالا ما این خود بزرگبینی تاریخمون رو چه کنیم؟‌ محمود چه کار کنه؟‌ طفلک منتظر یک غمزه توست. اما تو نه چیز خوبی درباره ایران گفتی و نه چیز بد! آخه چرا؟‌ فکر روزنامه ها و سایت های ما رو نکردی؟‌ خانم رجبی قراره درباره روابط ایران و آمریکا صحبت کنه، چرا به او رحم نکردی؟

حسین جان، باراک جان، چه می دونم اوباما جان. من که هر چه فکر کردم نفهمیدم چرا درباره ایران و برنامه هسته ای این کشور و چالش اون برای آمریکا صحبت نکردی. اما حاج قلی از تهران زنگ زده بود، می گفت این نشونه ضعف آمریکاست. اوباما می خواد به روش نیاره و خودش رو از تک و تا نندازه برای همین به ایران اشاره نکرد.

ما که پاک دیپرس شدیم این سر شبی!

* تیتر این مطلب کاملا تزیینی است و با هدف کمک به استکبار جهانی تنظیم شده است.

قاشقی های عزیز

link Email Print ۱۳۸۷/۰۸/۲۵   Iran-US

این روزها مطالب و تحلیل های سایت های داخلی رو که می خونی مملو از ذوق زدگی های بچه گانه درباره آینده روابط ایران و آمریکاست.

گویا جماعت فکر می کنند آمدن اوباما به معنی پیروزی خودشان در نبرد حق علیه باطل است و آمریکا آماده است که علاوه بر تامین شرایط آنها، ابراز ارادت و نوکری هم بکند.

دوستان من، به جای این که فقط به خواندن تیتر مطالب روزنامه های آمریکا اکتفا کنید، کل مطالب رو بخوانید و سپس تحلیل بنویسید.

اوستا چلوکبابی

link Email Print ۱۳۸۷/۰۸/۲۲   General

اگر ایرانی باشید و ساکن لس آنجلس و تورانتو نباشید، حتما با دیدن تابلوی چلوکبابی تازه افتتاح شده در محله خود ذوق زده خواهید شد.

نشانی: واشنگتن دی سی، تنلی تاون، بین فروشگاه بست بای و نمایندگی ولوو

حاجی بی اخلاق!

link Email Print ۱۳۸۷/۰۸/۱۶   General

امروز صبح کاری کردم که از خودم بدم اومد.

هنوز در شیکاگو هستم. صبح به مغازه کورنر بیکری رفتم و بعد از سفارش صبحانه وقتی می خواستم قاسق و چنگال پلاستیکی رو از جاش بردارم، چند تا از قاشق ها به خاطر شلخته بازی کارگرهای اونجا، به زمین ریختن.

اومدم قاشق ها رو جمع کنم بریزم دور، یکی از کارگرهای رستوران که پسر جوان سیاه پوست و خوش قیافه ای بود، سراغم اومد و با خنده گفت به ازای هر قاشقی که کثیف کردم باید ۱۰ سنت جریمه بدم.

منم یهو از کوره در رفتم و گفتم من هم اگر جای صاحب مغازه بودم تو رو اخراجت می کردم تا از این به بعد قاشق ها رو مثل آدم تو جاشون بگذاری و منظم باشی!

طفلک که عصبانی شدن من رو دید با عذرخواهی از من،  توضیح داد که شوخی کرده و خواسته اول صبحی من رو بخندونه!

اما بد اخلاقی من اینجا تموم نشد. جواب معذرت خواهی طرف رو ندادم و مثل برج زهر مار جایی رو پیدا کردم و نشستم و به لمبوندن مشغول شدم.

دو سه دقیقه بعدش که کمی آروم شدم، دیدم چه آدم مزخرفی شدم.  از خودم بدم اومد. به خودم گفتم: “آرامش همیشگیت چی شد؟”

یادم اومد روز انتخابات، به خاطر اختلاف نظر سر نحوه پوشش خبری از شیکاگو با یکی از همکارانم پای تلفن تندی کردم.

روز قبل با مسوول یکی از واحدهای دیگر محل کارم به خاطر بی انضباطی کارکنانش تندی کرده بودم و چنان بداخلاقی کردم که طرف پشت تلفن زبونش بند اومده بود.

راستش نمی دونم با همسرم هم چقدر بداخلاقی کردم تو این مدت. باید ازش بپرسم. خدا من رو ببخشه.

فکر کنم تبدیل شدن من به ترقه در این روزها ناشی از فشار کاره. ولی این دلیل نمی شه. ۹ ساله کار رسانه ای می کنم و همیشه تو فشار بودم ولی نگذاشتم تو زندگی اجتماعی من تاثیر بگذاره. بعدش مگر دارم آپولو در می کنم. اگر فشار کاری بخواد آدم رو بداخلاق کنه ، اون وقت رئیس جمهور باید از همه بداخلاق تر باشه. در ضمن وای به حال همسر، فرزندان و همسایه های جراحان قلب، متخصصان هسته ای، آتش نشانان، رفته گران و خلبان ها.

تو همین فکرها بودم که همون کارگر رستوران از جلوی من گذشت. صداش کردم و ازش معذرت خواستم. با خنده جوابم رو داد.

امروز به واشنگتن بر می گردم و در اولین فرصت دو هفته مرخصی می گیرم.

به یک فقره بازسازی روحی نیازمند است!

آنها توانستند

link Email Print ۱۳۸۷/۰۸/۱۵   US

هیچ طور نمی تونم شور و شعف دیشب در پارک گرنت در شیکاگو رو به تصویر بکشم. اشک های مردم دیدنی بود، شادیشون دیدنی بود. دیدن ده ها هزار آدم شاد و سرزنده پس از سخنرانی اوباما که در مسیر خیابان میشیگان در پوستشون نمی گنجیدن، دیدنی بود.

جای همه خالی!
انتخابات آمریکا با پیروزی اوباما تموم شد. من نتیجه دو انتخابات ریاست جمهوری رو اولین بار در رسانه ای محل کارم، اعلام کردم. بار اول خبر پیروزی محمود احمدی نژاد بود. دیشب دفعه دوم بود. هر دو بار هم اشکم در اومد. بار اول از سر ناامیدی و بار دوم از خوشحالی دیدن اشک سیاه پوستانی که احساس غرور می کردن و سفیدپوستانی که آغاز دوره جدیدی رو در تاریخ کشورشون جشن گرفته بودن.

بدون تعارف و شعار، پیروزی دیشب اوباما برگ زرینی در تاریخ آمریکا است. امیدوارم اوباما به آخر و عاقبت خاتمی دچار نشه.

دوره جشن و شعار به زودی تموم می شه و اوباما می مونه و حوضش. امتحان پس دادن سخته.

عمه زیتونی

link Email Print ۱۳۸۷/۰۸/۱۱   US

خدا به داد! ۳ روز مونده به انتخابات آمریکا گندش دراومده که عمه ناتنی اوباما به صورت غیرقانونی در این کشور زندگی می کنه. زیتونی اونیانگو که خواهر ناتنی پدر اوباماست، نه سال پیش با ویزای توریستی به آمریکا سفر کرده تا برادرزاده عزیزش رو ببینه و پس از اون به چند شهر دیگه سفر کرده. ظاهرا بعدش درخواست پناهندگی می ده که قبول نمی شه. حالا اوباما می گه از وضع اقامت عمه جان بی خبر بوده و با او ارتباط زیادی نداشته.

ای داد. از این می ترسم این قضیه به آرای اوباما لطمه بزنه. امان از فامیل نخونده. این طفلک، حسین رو می گم، باباش رو هم به زور دیده، حالا جماعتی در کنیا دارن حال نسبت خویشاوندیشون رو می برن.

اگر اوباما انتخابات رو به خاطر عمه اش ببازه، قول می دم اگر از دست کسی عصبانی شم، به جای عمه فلان بهش بگم عمه زیتونی!

روابط عمومی حاجی واشنگتن: کماکان به نویسنده وبلاگ زیتون ارادت داریم، ایشون به دل نگیرند.