با اجازه تون همین الان از سر کلاس درس و مشق برگشتم خونه. همون طوری که در پست قبلی نوشتم، دیشب مجبور شدم به خاطر تنبلی و پشت گوش اندازی دو هفته گذشته مجبور شدم تا صبح بیدار بمونم و درس بخونم. این قدر خوابم می اومد که رسما از ساعت ۲ تا ۵/۳ داشتم سرکلاس چرت می زدم. حالا می رم یه چرتی بزنم تا بعد خدمت برسم. عزت زیاد!
——————
پی نوشت(فردا نوشت):جای همگی خالی، از ۷ عصر تا ۸ صبح خوابیدم. تازه خواب آقای احمدی نژاد رو هم دیدم.

این دانشگاه رفتن من هم قضیه جمعه به مکتب رفتن حسنی است. برنامه درسی من به صورت پاره وقت و در روزهای شنبه ارائه می شه و هر ترم ۶ واحد داریم. شنبه پیش در آمریکا روز اول ماه رمضون بود و به همین خاطر دانشگاه ما این روز رو تعطیل اعلام کرد.
فردا قراره بعد از دو هفته به سر کلاس برم و دریغ از یک صفحه درسی که خونده باشم. تازه، استاد جان دو هفته پیش کلی درس و مشق داد و پریروز هم ای میل زد که مشق ها فراموش نشه. اون وقت الان ساعت ۱۱:۳۰ شبه و من تازه می خوام تکالیفم رو بنویسم.
مثل حکایت مشق های عید شده که همه رو باید هول هولکی در روز “۱۳ به در” می نوشتیم!

مثل این که در این یک سالی که ایران نبودم، کلی اتفاق جدید افتاده!
دارم یک گزارش می نویسم. همین الان سرم رو بالا آوردم و دیدم که آسمون سیاه سیاه شده. در یک آن فکر کردم افطار شده! ولی نه، هنوز یک ساعت و ۲۰ دقیقه دیگه به افطار مونده. تاریکی آسمون هم به خاطر بارون وحشتناکیه که داره می آد. به گمونم یه جای آسمون سولاخ شده. حالا کی می خواد تو این بارون خونه بره؟!!

یکی از دوستان ایرانی من که به تازگی از سفر قاهره برگشته، امروز درباره محبوبیت عجیب محمود احمدی نژاد در مصر می گفت.
افشین می گفت کسبه و راننده های تاکسی به محضی که می فهمیدن اون ایرانیه، بهش تخفیف می دادن و قربون صدقه احمدی نژاد می رفتن.
تازه یک چیز با مزه دیگر هم می گفت. ظاهرا مصری ها عادت دارن هر سال در ماه رمضان بر اساس حال و هوای سیاسی موجود، به نامگذاری انواع خرما بپردازن.
امسال گرونترین خرما رو به نام ”نصرالله” نامگذاری کردن و خرمای بعد از اون رو هم به نام ”خرمای احمدی نژادی” می فروشن. بدترین نوع خرما رو هم با نام مبارک “ایهود اولمرت” مزین کردن.
جالب این که عرب ها “ژ” ندارن و از اونجایی هم که مصری ها “ج” رو “گ” تلفظ می کنن، بازاری ها برای تبلیغ خرماشون داد می زنن: “یا الله، یا الله، بَلَح احمدی نجاد”

خیابان های تهران قبل از اختراع پیکان، پراید و آردی!

کله گنده های فرقه معبدیه
فرقه معبدیه (Shriners) که من از اونها به عنوان فرقه مشنگیه نام می برم، یکی از شاخه های فراماسونری در آمریکای شمالی است. این فرقه ۴۱۰ هزار عضو در آمریکا، کانادا و مکزیک داره و اعضای اون عمدتا آدم های تحصیل کرده، ثروتمند و صاحب نفوذ هستند.
مشنگیه در دهه ۱۸۷۰ به وسیله یک پزشک و یک هنرپیشه در شهر نیویورک و با هدف ایجاد محفلی برای دوستی و تفریح مردان فراماسون تاسیس شد. پایه و اساس این فرقه بر اساس برادری، لودگی و خوشگذرانی است و اعضای اولیه چون به داستان های پر رمز و راز “هزار و یک شب” علاقه داشتن، به تقلید از خاورمیانه ای ها علاقه نشون می دادن. به همین خاطر یکی از مشخصات اصلی اعضای فرقه مشنگیه، به سر گذاشتن فِز یا همون کلاه قرمز رنگ استوانه ای شکل عثمانی ها در محافل مشنگی است. وجه تسمیه “معبدیه” هم به نام بیت المقدس اشاره داره.

نشان رسمی معبدیه
نامگذاری لژهای این فرقه بر اساس اسامی عربی انجام می شه و اصولا اگر اسم یکی از لژها با الف و لام معرفه عربی شروع نشه، کسی در اون عضو نمی شه. با مزه این که چون اسم ایالت آلاسکای آمریکا در انگلیسی با AL شروع می شه، به یکی از لژها اجازه داده شده تا از این نام استقاده کنه!
یکی از مهمترین فعالیت های اجتماعی مشنگیه در کنار تفریح و لوده بازی، تاسیس و اداره بیمارستان های ارتوپدی خیریه برای درمان رایگان کودکان بی بضاعته. این فعالیت از ۱۹۲۰ شروع شده و اعضای این فرقه خیلی به این کارشون مفتخر هستن.
چقدر حال می ده که یک ساعت بشینی بنویسی، اون وقت همه چیز بپره!!! چه مطلب خوبی بود!

برگرفته شده از وبلاگ ژرمنستان
این تداخل ماه مبارک و هفته اول مدرسه ها من رو بد جوری یاد دوران تحصیل انداخته. خدا از سر تقصیرات من بگذره. معلم های مدرسه و استادهای دانشگاه رو خیلی اذیت کردم. هیچ وقت هم بنده های خدا تلافی در نیاوردن. تنها استادی که حال من رو گرفت دکتر شاطرزاده بود که به من در یک درس ۳ واحدی ۷۵/۹- داد و مجبورم کرد همون درس رو در دانشگاه تهران به عنوان دانشجوی مهمان با نمره ۷۵/۱۹ پاس کنم. دم دکتر طالبیان گرم با مهمون نوازیش!
اما دو خاطره:
دبیر دینی ما در دبیرستان یک روحانی به نام آقای زینالی بود. یک بار به عنوان سؤال شرعیه ازش پرسیدم که تکلیف حجاج مسلمان در صورت تداخل ماه های رمضان المبارک و فصل حج چیست؟
یک کم طول کشید تا طرف فهمید سؤال سرکاری بوده، چون اصولا ماه های قمری در هم تداخل نمی کنن!
یک بار هم از یک دبیر انگلیسی معنی کلمه Compressikeyshenboard رو پرسیدم و از اونجایی که اون موقع اینترنت نبود، آقای آزادی بعد از ۳ هفته تلاش و تحقیق بهم خبر داد که در هیچ کدوم از دیکسیونرها و مراجع به معنی این کلمه برخورد نکرده.
حسابش رو بکنید وقتی بهش گفتم این کلمه در زبان “زولو” ترکیبی از جمله فارسی “کمپرسی کی شن برد؟” است، چه رنگی شده بود!