این مقاله جدید سیمور هرش رو خوندید و یا این که درباره اش خوندید؟ ‌کاری به درست یا غلط بودن جزییاتش ندارم. هرش روزنامه نگار معتبریه و کارهایی که در زمان جنگ ویتنام کرده یا افشای قضیه سو استفاده از زندانیان عراقی به وسیله ارتش آمریکا بخشی از شاهکارهای اوست. اما من می گم هرش قوی ترین تیر ترکش دولت آمریکا در برابر دولت ایرانه. این مقاله چنان ککی را  در تنبان آقایان خواهد انداخت که هیچ عملیات نظامی نخواهد انداخت.

نظامی ها یک اصطلاحی دارن که همیشه ترس از نیش زنبور دردناک تر از خود نیش هست. حالا وقتی روزنامه نگاری کاوشگر و معتبری مثل هرش دوباره بعد از چند ماه اطلاعات قدیمی خود رو بازیافت کرده و درباره طرح ۴۰۰ میلیون دلاری آمریکا علیه ایران نوشته و برخلاف دفعه های گذشته هنوز کسی اون رو تکذیب نکرده، معلومه که این ککه از دفعه های پیشین کک قوی تر خواهد بود.

دفعه قبل که هرش درباره ایران نوشت، دینا پرینو سخنگوی کاخ سفید خیلی سریع رو منبر رفت و قضیه رو تکذیب کرد و بعدش هم به سی ان ان توپید که چرا تریبونش رو در اختیار هرش می گذاره. این بار سخنگوی کاخ سفید گفته نمی تونه در این باره نظر بده. یکی از اعضای بلندپایه جمهوری خواهان کنگره هم امروز در سی ان ان بود و گفت نمی تونه نظر بده. البته باید منتظر واکنش روز دوشنبه کاخ سفید و وزارت خارجه بود ولی قدر مسلم این جوری نیست که در چند سال گذشته آمریکایی ها دست رو دست گذاشته باشن و در برابر قدرت گرفتن ایران در منطقه منفعل عمل کرده باشن.
واقعیتش اینه که جنگ تابستان ۲۰۰۶ لبنان هشدار مهمی به دولت آمریکا بود که اگر بخواد حال ایران رو بگیره باید نقاط ضعفش رو انگولک کنه و نقاط قوتش رو از کار بندازه.

بار اولی که ۱+۵ بسته پیشنهادی رو به ایران عرضه کرد، ایران هم در عراق و هم در لبنان دست بالا رو داشت. الان ایران دیگه اون موقعیت رو نداره. آمریکایی ها در دو سال گذشته خیلی خوب تونستن از توان ایران در خارج از مرزهاش بکاهن. در داخل مرزهای ایران هم بی کار نبودن. آمریکایی ها خیلی خوب تونستن روی خطاهای دولت مرکزی در تعامل با اقلیت های نژادی سرمایه گذاری کنن.

مانور ماه گذشته اسراییل هم بد تلنگری بود.

سخنان مقام های ایرانی و نوشته های روزنامه ها به نوعی حکایت از سردرگمی مقام های کشور داره. واقعیتش اینه که این قدر شعار دادن که حالا براشون سخته که بخوان چند قدم اشتباه رو اصلاح کنن. پذیرش بسته پیشنهادی سال گذشته می تونست با اقتدار و عزت انجام شه. امسال کم کم داریم به جایی می رسیم که تابستان ۶۷ رسیدیمُ،‌یعنی نوشیدن جام زهر. حالا که به سالگرد سرنگونی هواپیمای ایرانی برفراز خلیج فارس نزدیک می شیم،فقط امیدوارم ‌ بالا رفتن پیاله دوم به ریخته شدن خون بی گناهان نیازی نداشته باشه

خدا این شش ماه باقی مانده از دولت بوش رو زودتر بگذرونه و قدرت آدم های عاقلی مانند لاریجانی رو در حکومت ایران بیشتر کنه.