درگیری های لبنان
۱۳۸۷/۰۲/۲۱
Iran-US
اگر می خواین بدونین آخر و عاقبت تنش ایران و آمریکا به کجا می رسه، اخبار درگیری های لبنان رو پیگیری کنید.
حزب الله لبنان سال هاست مثل یک دولت در دولت در این کشور فعالیت کرده. پول زیادی که در اختیار این گروه قرار گرفته به اون امکان داده که شرایط خاصی رو برای خودش فراهم کنه. ضعف دولت لبنان هم باعث شده حزب الله قدرت سیاسی و اجتماعی خودش را افزایش بده و هربار یکی از تصمیم های دولت بر خلاف میلش هست،دراجرای اون کار شکنی کنه.
شبکه مخابراتی مستقل حزب الله سال هاست فعاله. این شبکه در حقیقت به خاطر نگرانی رهبری این گروه از جاسوسی اسراییل راه اندازی شد و یکی از نفط قوت اون در جنگ تابستان ۲۰۰۶ بود. جالب این که در این سال ها،دولت لبنان هیچ مخالفتی بابرقراری این شبکه نداشته. اما یکی از علت های اصلی درگیری های چند روز گذشته در بیروت، تلاش دولت سینیوره برای برچیدن این شبکه است.
آمریکا فهمیده اگر قرار باشه سر قضیه هسته ای و عراق به ایران یک حالی بده، اسراییل پاشنه آشیلش خواهد بود. بنابراین به این نتیجه رسیده برای پیشگیری از تکرار تجربه تابستان ۲۰۰۶ ، قبل از هر چیز باید حزب الله رو فلج کنه. اما این این بار به جای این که خودش یا اسراییل رو وارد عمل کنه،لبنانی رو به جون لبنانی انداخته. خودش کنار نشسته و با دقت نگاه می کنه. دولت ایران هم به دقت نگاه می کنه. نتیجه ناآرامی های امروز لبنان بر فردای خاورمیانه تاثیر مهمی خواهد گذاشت.
بی نوا مردم لبنان که سال هاست کشورشون به صفحه شطرنج خاورمیانه تبدیل شده!








در ۱۲:۰۷ ب.ظ
خیلی باحال نوشتی
دقیقا همین طوره و دیگر هیچ
این مسئله شبکه رو نمی دونستم و خوب بود که فهمیدیم
بله لبنان امروز وضع اسفباری رو می گذرونه و متاسفانه اونا هم مثل فتح و حماس بازی خوردند تا کی این منطقه باید بازی بخوره و عقلشو راه نندازه معلوم نیست
در ۱۲:۱۹ ب.ظ
salam, besiar jaleb bod. ziyad negarane lobnani ha nabash. yek rooz man az yekishon porsidam ke nazaresh rajeb be dekhalat iran to lobnan chiyeh goftehs ke yek nafar bayad jolo amrica va isreal beistad vali agar lobnan nabasheh behtareh.
در ۱:۰۱ ب.ظ
سلام حاجی اميدوارم که خوب باشي حاجی ميتوني طريقه ضبط کردن يک مکالمه تلفني که از طريق پي سي انجام شده مثلا با اسکايپ يا يک برنامه ذيگه رو يادم بدي من فقط صداي يک طرف مکلمه رو دارم منون
——–
یا باید نرم افزار ضبط داشتی و کامپیوترت رو به تلفن وصل کنی و یا این که اگر طرفت وارد بود می تونی ازش بخوای همزمان با مکالمه تلفنی با تو ،صدای خودش رو با کامپیوتر ضبط کنه و فایلش رو برات بفرسته. اون وقت تو می تونی صدای خودت رو با فایل صدای اون میکس کنی.
در ۳:۴۶ ب.ظ
dooste aziz mostaqbal esme jaryane movafeghe dowlate. weblogetoon aalie har rooz mikhunamesh
در ۱۲:۳۳ ق.ظ
حاجی ممنون از راهنماییت و وقتی که گذاشتی اما چند تا مسئله
۱ من خط تلفن ندارم با اینترنت زنگ میزنم
۲ با چه نرم افزاری؟
——–
من از نرم افزار adobe audition
استفاده می کنم. ولی نرم افزار ضبط صدا زیاد هست.
در ۱۲:۵۶ ق.ظ
پس آمريکا لبنانی ها را به جون هم انداخته و ايران کنار گود نشسته ها؟ ارواح شکمت. من تابستان ۲۰۰۶ لبنان بودم. اين ايران (جمهوری دروغ و دوگانگی) است که لبنان را بی چاره کرده. شما حزب الاهی ها کی می خواهين دست از اين طرفداری تون از دروغ و دوگانگی و ضحاک و اهريمن بر داريد؟ تا کی می خواهيد پول نفت ايران رو به حسنی نصرالاه بدهيد که در لبنان آشوب به پا کنه و بعد بشينين تو واشنگتون و همه چيز رو سر آمريکا خالی کنيد؟ شماها نئو حزی ها و ريفرملاهی ها خيلی بی شرميد. ولی خوب ماهيتتون اينه کاريش نمی شه کرد… راه اصلاح برای شماها وجود نداره اميدوارم به زودی جمهوری اهريمنيتون به درک واصل بش
———-
اولا مودب باش-دوما مطلب رو درست بخون بعد نتیجه گیری کن- سوما هر چه فحش دادی خودتی بی تربیت! چهارما آتلانتا چه خبر؟
در ۱:۵۹ ق.ظ
لطفا” “درست” خوندن رو به ما ياد بديد… من فقط دکترای ادبيات و فلسفه دارم… ولی هيچ ادعائی به “درست” خوندن ندارم… اون کار شماهاست که راه راست رو بلدين…
ولی من نفهميدم کدومش فحش بود؟ اين که گفتم جمهوريتون جمهوری دروغ است؟ يا حرف دوگانگی و ضحاک و اهريمن… يا اينکه پول ايرانی ها را به حسن خان می دين که لبنان را از بين ببره؟ يا اين که شما ها شرم ندارين در پيچوندن مطالب… خوب اين حرف هان يا “درست” هستند يا “اشتباه” - ولی ببينم حاجی واحد تربيت و بی تربيتی شما در کدوم آيه اومده؟ من می تونم از “قران” خودم براتون بگم: در کتاب “آن ليبرتی” (در مورد آزادی) از جان ستوارت ميل آمده است که آنانی که می خواهند آزادی را محدود کنند يکی از دلايلشان اين است که مثلا فلان حرف شما به تيريج قبايم برخورد… حالا شما بفرماييد که کدام حرف من “فحش” بود و کدام به تيريج قبای حضرت نئوريفرملاه السلطنه بر خورده است… و اصلا حضرت اين اطلاعات راجع به لبنان را از کجا کسب کرده اند؟ (دارم با ادب حرف می زنم که اوخ نشی ها…) و در پايان لطفا” نتيجه گيری “درست” و مشروع از فرمايشات حضرت عالی کدام می باشند که ما هم مودب بشويم و با تربيت و سر به راه و در خدمت شما و سروران عالیقدر شما… و در راه حق قدم برداريم و هميشه درست بخوانيم و درست نتيجه گيری کنيم… به انتظار فرمايشات راهگشای آن مرجع و با احترام و ملق زندن ها و دست بوسی های فراوان. بگو مرگ بر …
———
آقای دکتر ادبیات برو مطلب رو یک بار دیگه بخون می بینی که بار انتقادی دو طرفه داره. بی تربیتی هم از مطلبت می باره. اون از لحنت و اون هم از به کار بردن ارواح شکمت. در حد من نیست که بخوام دهن به دهن شما بگذارم. برو بقیه مطالب من رو بخون بعد می فهمی که همه کشفیات و تعبیراتت الکی بودن. در ضمن لطفا بعد از تکیلا خوری نه وبلاگ بخونید و نه کامنت بگذارید.
در ۲:۱۷ ق.ظ
سلام اين امير عجب خريه ها…تو مثلا حزباللهي هستي؟!
بماند…
من نمي دونم چرا بعضي فكر ميكنن ما بايد مثل ببوها بشينيم تا بقيه بيان مارو بخورن..به جاي اينكه نسل درپيت جوان ما حال كنن كه الان دنيا داره روي كاكل ما و آمريكا ميچرخه هي ميگن چرا ايران اينكارو كرد اونكار و نكرد..آقا جان ما دوست داريم براي منافع ايران تو همه جا جنگ راهبندازيم..خوبه مثل زمان فتحعليشاه ديوس و رضا خان بيسواد و محمدرضا شاه الغ و باقي شاهاي پفيوس بشينيم ديگرون ما رو بچرخونن…بريد با اوضاع قاراشميشي كه تو دنيا ساختيم حال كنيد..تازه اين اولشه..دنيا بايد تاوان گلستان و تركمنچاي بده..آره عزيز…
——-
شما چرا فحش می دی آقا؟
در ۸:۵۱ ق.ظ
دكتر Amir عزيز، حاجي راست مي گه، مطلبش اصلا يك طرفه نيست. شمابلد نيستي مطلب رو درست بخوني.
دكتر ارنست، از لحن متعفنت كه بگذريم، مطمئنم كه تو از فك و فاميلاي “الف.نون” نابغه هستي و اللا اين همه نبوغ توي يه كامنت كوچك؟!
يارو مي خواسته كسي رو تنبيه كنه، بهش ميگه: “يه دفه ديگه زر بزني اون گوشت رو مي گيرم و دور شهر مي گردونمت”! بي نوا يارو نمي دونست كه براي گردوندن اون نفر بايد خودش هم پا به پاي اون بگرده! حالا اين حكايت تهديدهاي آبكي دكتر ارنست ماست …
در ۹:۵۲ ق.ظ
خوب به اندازه ارنست خان رو راست نيستی (برا همين هم ارنست درست گفته تو حزب الاهی نيستی - ريفرملاهی هستی - يعنی حزب الاهیی که رو راست نيست و حتی جرات نداره اسم خودش رو به کار ببره - ولی واژه جديد باحالی برای دروغ اختراع کرده ای: “بار انتفادی دو طرفه”. معنی اين شايد باشه که چون بارش دو طرفه است اصلا خنثی ست - يعنی حرفی است که به قول آمريکائي ها “نه اينجاست و نه آن جا” يا اين که یعنی توی این فرمايشات کارشناسانه راجع به لبنان و آمريکا و ايران جنابعالی هم خدار رو داريد و هم خرما را و از هر طرف اگر بی ادبی آمد می تونيد پاسش بديد اون يکی “طرف”. خوب خوبی دوگانگی و مصرف دروغ هم همينه ديگه. پس ارواح شکم بود که بت برخورده (جالبه - چرا؟ شکمت گندس؟) و باعث شده که هم-دهن نشی با من، ها؟ خوب اون رو پس می گيرم - ارواح شکم رو عوض کن با جون عمت… مقصود جمله قبل از آن است که اين بر-خورد با ايگوی حضرت يا عمدا” و يا از بی توجهی باعث شده که اصل مطلب رو پاکت-ويتو بفرمائيد: حالا شما به من بفرمااين جمله ات را بر اساس کدوم شواهد و مدارک نوشته ای: راجع به آمريکا می گی: “اما این این بار به جای این که خودش یا اسراییل رو وارد عمل کنه،لبنانی رو به جون لبنانی انداخته. خودش کنار نشسته و با دقت نگاه می کنه.” يعنی آمريکا کشوری که توش نشيمن دادی “لبنانی را به جون لبنانی” انداخته… چه جوری اين کار را کرده؟ آيا حزب (الاه) آمريکايی مسلح درست کرده؟ آيا به لبنانی ها گفته که به جون هم بيفتن؟ و بعد لبنانی ها هم منتظر بودن آمريکا بياد - بعد از جنگ دو سال پيش - تازه اين ها را به جون هم بندازه؟ خوب به نظر آن حضرت آيا سنی ها بيشتر آمريکائی هستند يا مرونيت ها يا کاتوليک ها يا ارتودوکس ها يا دروز ها يا - خوب شيعه ها که می دونيم اون دسته هستند که آمريکا بفيه رو به جون شون انداخته ولی چه جوری اين کار رو کرده. خيلی دوست دارم بدونم شايد هم بتونم به دوستان لبنانيم يک ديد جديد ارائه بدم. لطفا” دقيق تر بفرمائيد که کی و چه طور آمريکا اين کارها رو کرده… و بعد اين که دولت ايران تنها اين ها را می پاد؟ اِ؟ پس اين همه پاسدار که من تو بعلبک و جنوب ديدم تنها برای ديد زدن اومده بودن؟ ما که نفهميديم بار انتقادی اين مطلب از دولت ايران و فروش اسلحه و فرستادن پاسدار و مستشار نظامی به لبنان کجاش بود ولی مفت-ترين قسمت نوشته ات همون احساس همدردی کردن با لبنانی هاست که نصف بيشترشون رو اگه از نزديک می ديدی اصلا حلال حساب نمی کردی… ولی خوب شايد اين احساس همدردی یه که بار دوطرفه داره… آهان!
ولی از مطلب دکتر ارنست خوشم اومد… اگر منطق حاليش نيست لااقل بار انتقادی خدا و خرمائی نداره… فحشش هم خيلی بهتر از منه… با نوشته اش در عمل بهت ثابت کرد که متن من متن بی ادبانه نبود… متنی بود که باهاش مخالفی… متن او متن بی ادبانه بود که البته بيشتر طرف تو را گرفته…
———-
یاز تکیلا زدی اومدی بابا جان!
در ۱۰:۱۲ ق.ظ
يا امام هشتم!!!
اينجا چه خبره؟؟؟
من حرف خاصي ندارم!!!
در ۸:۱۹ ب.ظ
salam haji jan
merc az matalebet
be harfe in afrad ham tavajjoh nakon fekr mikonan kheili halishoone…
ghalamet paydar
movaffagh bashi
در ۱۰:۳۳ ب.ظ
Congratulations
در ۱۲:۲۱ ق.ظ
دو بار مطلب Amir رو خوندم اما بالاخره نفهميدم نشيمن اين آقا از چي سوخته؟!
علت اين كه من خودمو داخل اين گفتگو مي كنم اينه كه منم همين تحليل حاجي رو در باره مسائل و رويدادهاي فعلي لبنان دارم. برام جالبه كه نظرات ديگرانو بدونم اما نظرات صاف و پوست كنده و شاداب (نه متعفن).
در ۲:۱۱ ق.ظ
کامبيز خان: اگه نفهميدی “نشيمن” من از چی “سوخته” برای اين است که صورت مسئله ات غلت است. اگر چيزی نسوخته باشه شما شب تا صبح حتی اگه مدل ريفرم الاه السطنه ای هم بخونی و تجزيه و تحليل کنی به “فهم” اين نخواهی رسيد که آن چه نسوخته از چه سوخته… برای اين جور حرف ها بايد آدم يک ريفرملاه حرفه ای باشد…
از اول شروع کن و به جای اين که از بيرون يک نظر را به روی متن من وارد کنی و بعد بگی به هم نمی خوره، سعی کن به متن نزديک تر بشی. اگه سوالت از روی صداقت باشه می تونی قطعه ای از نوشته را نقل کنی و بپرسی منظور من چيست. ولی خوب صداقت و ريفرلاهی بودن خودش يک تناقظ است. اين راه خوندنی که من پيشنهاد می کنم کاری است که خودم هم کرده ام و حضرت ريفرلاه السلطنه خان مزاح فرمودند که تکيلا نخورم. اطلاعات اين حضرت از تکيلا خوردن من هم از همان مرجعی می آيد که گقته است “آمريکا لبنانی را به جان لبنانی می اندازد.” شما هم که حتی حرف خودت را نداری که بزنی و می گوئی آنچه ريفرم الاه السلطنه می فرمايند صحيح می فرمايند و من شاداب نيستم و متعفن (مرسی).
ولی سوالی که حاج آقا مانند خيلی ديگر ملايان و مغلطه گران حرفه ای در شانشان نيست که پاسخ گويند… اين است که از کجا اين حضرت می دانند که اولا” آمريکا لبنانی ها را به جان هم انداخته؟ آيا از روی مشاهده عينی بوده و يا مدرک خاصی از اين رفتار آمريکا - خارج از مرگ بر آمريکائی که تا حالا جزو دی-ان-ای بسياری جمهوری-جهل-گرايان غربت-نشين شده است - در اختيار و برای ارائه دادن دارند و يا از روی بخار معده و با فشار مودبانه و گفتمان خواندن “صحيح” و با تربيتانه همين جوری يک چرندی پرانده اند و حالا من بی تربيت اين جا گير داده ام. من برايم اين موضوع مهم است چون پس از اين که دوستان حضرات ما را با اردنگی از خانه آبا و اجداديمان اخراج کردند و گفتند مفسد هستيم و بی ادب و تربيت و خائن… بعد از چندين سال در لبنان بنده يک جائی نزديک به خانه قديمی ولی با آزادی های بيشتر پيدا کرده بودم که آقايان شروع به ايرانی-کردن آنجا هم شده اند و همه آن حزب الاهی های راست گو مانند دکتر ارنست را آنجا فرستاده اند و ريفرم السطنه ها را به قلب شيطان بزرگ که برای امام زمان پراپگندای آبگوشتی صادر کنند و دوستان هم بيايند و بگويند به به عين حقيقت است ملا…
من دوستان نزديک و دوست دخترم در بيروت غربی زندگی می کنند و از آنجا خبر دست اول دارم و به آنجا علاقه بسيار… حضرت ولی از ماتحتشان در می آورند که آمريکا لبنانی را به جان لبنانی انداخته… من می خواهم بدونم کِی؟ کي؟ کجا؟ با چه مدرکی؟ ولی خوب انتظارم زياد است و فشار بخار معده ريفرملاهیان بی چون و چرا و کاملا مودبانه و غير متعفن.
در ۲:۱۹ ق.ظ
CENSOR HAAL MIDEH HAAJI? YAA KOTAK ZADAN VA MO’AKHEZEH HOZURI VA SHEKANJEH BAHAALTAREH?
در ۴:۲۲ ق.ظ
با اجازه شما این کامنت را برای آن دارنده «دکَترین» میگذارم:
دکترای فلسفه ؟! اگر درست یادم باشه فلسفه و منطق به هم مربوط هستند! شما صحبتهای «حاجی» را منطقی انتقاد نکردی، پس یک جایی از این دکترای فلسفه شما میلنگد.
دکترای ادبیات؟! پس کو ادب شما؟ متاسافنه دکترای ادبیات شما هم یک جای مهماش که همان «ادب» اش باشد میلنگد.
قبل از اینکه به گرفتن دکترای سوم بیاندیشید به همین دوتایی که دارید بیتشر فکر کنید. برایتان خوب است.
در ۱:۱۲ ب.ظ
حاج آقا: اينجور که نصف پست های من رو منتشر می کنی و نصفشون رو نمی کنی اصلا باعث اين می شه که اهل بيتت که می يان به من متلک بندازن درست دستگيرشون نشه که بايد به کجا بزنن. از همون اول هم البته انتظاری جز سانسور ازت نداشتم ولی اين طريقش ديگه آخرشه… به هر حال من جواب بامدادی خان رو روی وب-سايتش دادم و يک پست ديگه هم که از من منتشر نکردی براش فرستادم تا بهتر بتونه چرندياتش رو به هم ببافه… برای بقيه اهل بيت هم اين جواب است به بامدادالاه:
بامدادی خان:
فکر می کنم فرق دکترا و دکترين را بدانی و اين عوض کردن يک تلاش برای با مزه بودن و حال دادن به حاج آقا و اهل بيت ايشان است… من هم به عنوان جوک می گيرمش و بهش می خندم: قاه قاه قاه - شما ها ريفرملاهی ها رو تو آب نمک می خوابونن انگار… به هم دل می دين و قلوه می گيرين… اسمش رو هم می ذارين “بار انتقادی دو طرفه”. به سلامتی.
يادتان باشد و يا نباشد منطق يا سيلاجيزم يک متود برای طرح صورت مسئله های فلسفی به شيوه راسيونال - يعنی طبقه بندی کردن مسائل که از مغلطه های جزئی جلو گيری شود - است. اين متود را ارسطو اول بار ساخته است. ولی در قرن بيستم منطق که در اکثر مواقع همان منطق ارسطوئی ست که به وسيله امانوئل کانت برای عهد نوين تازه شده دچار بسيار مشکلات شده است - ولی جواب کوتاه به سوال شما اين است که من هم منطق ارسطو را خوانده ام هم آن کانت را و هم انتقاد از اين شيوه به وسيله متفکران نو تر. حالا نمی دونم جناب عالی که نيمی از متون من را به خاطر سانسور کردن حاجيتان نتوانستيد بخوانيد آيا هنوز بر آنيد که من منطق نمی دانم يا نه. اگر بله پس در متن نشان بدهيد که چيزی برای گفتگو داشته باشيم و الا بله اگر شما “دل”تان می خواهد و جوکتان بهتر می گيرد اگر اين طور باشدمن منطقی نيستم …
هيچ چيزی که نه شما و نه حاج آقا گفته ايد هول و هوش منطق نمی رود. اين گقتار منطق و “ادب” فقط برای اين است که عده ای را از گود خارج کنيد… اگر شخص خودش نرفت بعد يا سانسورش می کنيد و در مواردی هم ترورش می کنيد… اين روش طرفداران جمهوری جهل بوده و هست و نمونه های بسياری برايش می توان نام برد.
و اما ادبياب: بله همونطور که می بينيد سوا از برخی مسائل املائی، با اين که ۲۲ سال است که دوستان جناب عالی من و خانواده ام را از ايران اخراج کرده ايد هنوز فارسی می نويسم ولی دکترای من در ادبيات و فلسفه آلمانی است و در آلمان پس از فجايع جتگ جهانی دوم و آشويتز و رفتاری که حکام با يهوديان کردند که تا دم آخر در نهايت ادب و منطق هر فرمان ناتزی ها را دنبال می کرند که بلکه شايد آنان به قولهايشان عمل کنند و مثلا اگر کسی “کار” کرد “آزادش” کنند… ديگر “ادب” در برابر هزيون گويان دروغ گو و ريا کار و سانسور گر “ادب” نيست بلکه احمقيت است. حاج آقا با سخنانش و رفتارش هيچ دليلی برای رفتار منطقی و يا با ادبانه جا نمی گذارد… اگر پدر من را شکنجه کرديد و من را آواره… ديگه اين جا اون جا نيست و اين تو بميری نه آن تو بميری ها…
من فکر به گرفتن دکترای سوم نمی کنم چرا که يک دکترا بيشتر ندارم و آن هم در “ادبيات و فلسفه آلمانی” از نيويورک يونيورسيتی و هايدلبرگ اونيورزيتت است.
حال شما به من بگوئيد که مدرک شما چيست که تا اين اندازه به شما اطمينان می دهد که درست می گوئيد و به خود اجازه می دهيد که پای قضاوت کسی که مجال جواب دادن نداشته است بنشينيد.
——-
من یک کامنت شما رو منتشر نکردم اون هم به خاطر لحنش بود. قصدم هم این بود که دیگه کامنتی در این باره از منتشر نکنم. اما چون دیدم بقیه جواب دادن، دیدم انصاف نیست کامنت هات چاپ نشه. از این که این در کامنت جدیدت رعایت ما رو کردی ممنون.
در ۵:۴۲ ب.ظ
lazem didam az shoma do nafar ke fekr mikonid kheyli halitoone yek kiloo enteghad konam
che haji ke az oon reformistas (eslahatchia) ke bade ۲ khordad be navayi residan che oon jooje teroristi be name amir ke ta dirooz az hezbe base aragh mavajeb migereft va emrooz az kongere amrika
hardo dar eshtebahid
chera hame chizo be iran nesbat midid ?
?
?
————-
کوفی جان بیا بریم دکتر