محمود احمدی نژاد در گفتگو با الجزیره:”به نامزدهای انتخابات آمریکا توجه کنید، نامزدهایی که سخنان صلح آمیز بیان می کنند رای بیشتری دارند.”
حاجی واشنگتن: احتمالا به همین خاطر است که ران پل (جمهوری خواه) و دنیس کوسینیچ (دموکرات) سوت شدن رفتن اون پایین مایین های لیست هر دو حزب و سناتور بایدن هم با اون همه متانتش از ادامه مبارزات انتخاباتی صرفه نظر کرد.
یحتمل میت رامنی، جان مک کین و مایک هاکابی مخالف جنگ هستن.
اگر هم منظورش هیلاری و باراک اوباما است که باید بهش گفت: “خیلی ساده ای یا ما رو ساده گیر آوردی!”
در ضمن یکی بره سابقه شعارهای انتخاباتی احمدی نژاد رو در بیاره، ببینه درباره بهبود معاش مردم وعده وعید داده بود یا نه؟
آگهی مزایده بین المللی
We need a lie detector
ساعت یازده صبحه و به شدت داره برف می آد. هنوز چیزی رو زمین نشسته. تو خونه نشستم و باید تا ساعت ۴ بعد از ظهر یک مقاله تحقیقی رو تحویل استاد بدم. همش حواسم به ای میله و منتظرم استادم نامه بده که به خاطر برف و … قرارمون رو کنسل کرده. از شانس خوبم، استاد جان از این ترم در یکی از خانه های داخل محوطه دانشگاه زندگی می کنه.
به عبارتی کشک، باید مقاله رو به هر جون کندنی که هست تموم کنم!
پی نوشت: دمش گرم، عجب برفی شد! یه ای میل زدم به استاد که “هوا سرد نیست؟” اون هم جواب داد “سه شنبه بیا!”
به دلیل کاهش شدید دمای هوا ، رییس جمهور ، رییس سازمان هواشناسی را برکنار و غلامحسین الهام را به سرپرستی سازمان هواشناسی منصوب کرد !
با تشکر از مجتبی
دارم تو اینترنت شبکه پرس تی وی رو تماشا می کنم. یک میزگرد اقتصادی در حال پخش از این شبکه است و مجری در حال صحبت با سه کارشناس در واشنگتن، دهلی نو و لندن است. موضوع برنامه روابط اقتصادی چین و بریتانیا است.
مجری از مجری گری تنها کمی لهجه ساختگی انگلیسی داره. همین! نه تنها بر موضوع احاطه نداره که اصلا از ساده ترین مسائل سیاسی منطقه (اقتصادی که جای خود داره) سر در نمی آره و با سوال هاش لج یکی از مهمان های برنامه رو در آورده.
علاوه بر این، در ظاهر موضوع برنامه روابط اقتصادی چین و بریتانیا است ولی برنامه، به برنامه “از هر دری سخن” تبدیل شده.
بابا، خدا رو خوش نمی آد پول نفت بشکه ای صد دلار رو حروم همچین کارهای غیرحرفه ای کنید. کاش ۴ تا آدم درست حسابی رو می گذاشتن تا این شبکه رو اداره کنه.
حیف پول ملت، حیف وقت بنده که نشستم این شبکه رو نگاه می کنم و احتمالا حیف وقت شما که دارید نوشته من رو می خونید!
۱۳۸۶/۱۰/۲۵
Iran-US و Media
توضیح: این مطلب رو به عنوان یک ناظر بی طرف می نویسم و نه یک ایرانی!

نمی دونم کتاب فرنک ریچ با عنوان “The Biggest Story Ever Sold” به فارسی ترجمه شده یا نه؟ اگر شد این کتاب رو حتما بخونید. در این کتاب، فرنک ریچ خیلی جالب به وقایع پیش از جنگ عراق و کوتاهی رسانه های آمریکا در پیگیری واقعیت ها اشاره می کنه. بر اساس این کتاب همه رسانه های آمریکایی، به جز روزنامه های نایت ریدر، در روزهای منتهی به آغاز جنگ عراق، از ترس از دست دادن مخاطب و متهم شدن به میهن پرست نبودن، به جای بررسی حقیقت و عمل به وظیفه مدنی خود، کورکورانه خط مشی خبری کاخ سفید و شبکه فاکس نیوز رو پیگیری کردن.
دو سال پیش که به آمریکا آمدم، موضع گیری خیلی از رسانه ها در برابر سیاست های دولت بوش برام جالب بود. در بین شبکه های تلویزیونی عملا تنها فاکس، سنگ جنگ رو به سینه می زد و بقیه شبکه ها و خیلی از روزنامه ها، چپ و راست به پر و پاچه رامسفلد و سیاست های پنتاگون می پیچیدن و شکاف بین دو جناح لیبرال و محافظه کار خیلی شدید بود. همه هم از نخبه گرفته تا عامی، فاکس نیوز رو مقصر می دونستن و از این شبکه به عنوان عامل اغفال بقیه رسانه های آمریکایی نام می بردن.
اتهام های فاکس ادامه داشت تا این که سال گذشته با بالا گرفتن احتمال درگیری نظامی ایران و آمریکا، یک گروه ضدجنگ در آمریکا با منتشر کردن یک ویدیو بر روی اینترنت، از رسانه ها خواست این دفعه دیگه با طناب این شبکه وارد چاه نشوند و بر طبل جنگ با ایران نکوبند.
بگذریم…
همه اینها رو نوشتم که بگم این وسط فقط اسم فاکس نیوز و بیل او رایلی، مجری بداخلاقش بد در رفته. بعضی های دیگر هم هستن که خیلی شیک، این گوشه موشه ها در حال شیطونی هستن و مورد تحسین همگانی هستن ولی بدجور در حال خیانت به کشور خودشون، تعهد رسانه ای و صلح جهانی هستن.
شش ماه است که دارم پوشش اخبار خاورمیانه در سه رسانه سی ان ان، بی بی سی و الجزیره رو بررسی می کنم. همزمان پوشش خیلی از روزنامه ها و شبکه های خبری دیگر رو هم بررسی کردم. به نتیجه های جالبی رسیدم. یکی از یافته های جالب، گریز یکی از این رسانه ها از موازین حرفه ای خبر هنگام پرداختن به بعضی از اخبار مربوط به ایران و آمریکا است.
در پست بعدی درباره این برخورد غیر حرفه ای بیشتر خواهم نوشت.
آقا جان، از این به بعد هر وقت خواستم مطلبی رو به شوخی بنویسم، یک تابلوی بزرگ زرد رنگ بالای مطلب آویزون می کنم و نسبت به جدی نبودن اون هشدار می دم.دوشنبه پیش اول وقت اومدم سر کار، دیدم آمریکایی ها تو بوق و کرنا کردن که ایرانی ها تو تنگه هرمز اذیتمون کردن. من هم یک چیزی درباره عایدات این داستان برای هیلاری نوشتم. اصلا باورم نمی شد این قضیه جدی گرفته شه! حتی چند وبلاگ آمریکایی هم واکنش نشون دادن!
ولی عجب هفته ای بود! (ای داد بر من، یک هفته اس چیزی ننوشتم)
فعلا به شدت درگیر پیگیری مبارزات انتخاباتی در آمریکا هستم. تجربه خیلی جالبیه. البته ترجیح می دم بشینم و با دقت همه اتفاق ها رو ببینم و مثل بعضی های دیگه از اون ور اقیانوس اظهار نظر نکنم. به همین خاطر هنوز درباره انتخابات در این بلاگ چیزی ننوشتم. هر چند، چند مطلب در این باره دارم که جاهای دیگر منتشر شدن.
گفتم انتخابات، یاد انتخابات مجلس خودمون افتادم. چند روز پیش در یکی از سایت های داخلی به لینک ”ثبت نام اینترنتی داوطلبان نمایندگی مجلس” برخورد کردم. پیش خودم گفتم “حالا که ثبت نام اینترنتی است، بد نیست ما هم یک امتحانی کنم و ببینم که تائید صلاحیت می شم یا نه؟ ”
اما وقتی به سایت ستاد انتخابات مراجعه کردم، دیدم منظورشون از ثبت نام الکترونیک، پرینت گرفتن از فرم ثبت نام است. وگرنه برای خود ثبت نام حتما باید حضوری مراجعه کرد. کی می ره این همه راه رو!
این از ما. دیگه می رم سراغ مشق دانشگاه. اگر هم می بینید کم پیدا هستم، به خاطر همین درس و مشق زیاد و قاطی شدن اونها با کار است. وگرنه خیلی مخلصیم.
راستی جای همگی خالی. هوای واشنگتن در یک هفته گذشته واقعا بهاری بوده و تا تا ۲۲ درجه هم گرم شده. البته از دیروز کمی خنک شده ولی نه اون قدر که بلرزیم.
سی ان ان از ادعای نیروی دریایی ایالات متحده درباره نزدیک شدن ۵ شناور سپاه به سه رزمناو آمریکایی و تهدید آنها به حمله خبر داده.
به گزارش سی ان ان این حادثه در آب های بین المللی در تنگه هرمز رخ داده.
اگر ادعای آمریکا درست باشه و قایق های سپاه بدون دلیل به رزمناوهای آمریکایی نزدیک شده باشن، می شه نتیجه گیری کرد که سپاه در پی پیروزی هیلاری کلینتون در انتخابات آمریکا است.
چرا؟
زمانی که هیلاری کلینتون به قطعنامه سنا درباره تروریست خواندن سپاه رای داد، اوباما از او انتقاد کرد و او را متهم کرد که آب تو آسیاب جنگ طلبان می ریزه. این انتقاد که به وسیله جان ادواردز و دیگران هم مطرح شد، تاثیر زیادی در افزایش محبوبیت اوباما در برابر کلینتون داشت. حالا که اوباما آیووا رو برده و با ۳۹ درصد محبوبیت در برابر ۲۹ درصد محبوبیت هیلاری در نیوهمشایر، می ره که انتخابات مقدماتی این ایالت در روز سه شنبه رو ببره، انتشار این گزارش می تونه برگ برنده ای برای هیلاری باشه. فقط امیدوارم دور و بری های کلینتون متوجه این قضیه نشن.
امروز می خواستم بیشتر از روزهای معمول بخوابم که با صدای ممتد آژیر آتش نشانی بیدار شدم. یکی از خصوصیات زندگی در آمریکا و کانادا، عادی شدن صداهای این چنینی است. اینجا اگر کسی برای سردرد به اورژانس زنگ بزنه، علاوه بر آمبولانس، پلیس و آتش نشانی هم به محل اعزام می شن. اما سر و صدای امروز صبح این قدر زیاد بود که می شد حدس زد اتفاق مهمی رخ داده. چند دقیقه بعد صدای رفت و آمد زیاد و بی سیم و همهمه از پشت در خونه بلند شد. از روی کنجکاوری در رو باز کردم که چشمتون روز بد نبینه، چنان دود غلیظی وارد خونه شد که چشم ها و گلوم شروع کردن به سوختن.
راستش وقتی سر و صدا رو شنیدم، به هر چیزی فکر می کردم جز آتش سوزی. آخه هر بار که چهار تا جوون تو یکی از آپارتمان های ساختمون ما جمع می شن و سیگار می کشن، صدای آژیر خطر آتش سوزی بلند می شه و همه می ریزن تو محوطه. نمی دونم چرا امروز که واقعا به آژیر خطر نیاز بود، از صدای گوش خراش اون خبری نشد!
خلاصه این که یکی از آپارتمان های طبقه ما آتش گرفته بود و به خاطر پرجمعیت بودن مجتمع ما، نزدیک به ۲۰ ماشین آتش نشانی روانه محل شده بود. آتش خیلی زود مهار شد و به آپارتمان های دیگه سرایت نکرد ولی مشخص شد که پیرزن تنهای ساکن اون آپارتمان جونش رو به شماها داده و دار دنیا رو ترک کرده.
البته هنوز نگفتن که پیرزن در اثر آتش سوزی جونش رو از دست داده یا قبل از حادثه فوت شده.
به هر حال، بعد از پایان عملیات آتش نشانی، کارآگاهان پلیس جنایی و بعد هم خبرنگاران محلی ریختن تو ساختمون و شروع کردن به پرس و جو از ساکنان.
عملیات اطفای حریق خیلی سریع و به موقع انجام شد. وگرنه با توجه به خواب بودن بیشتر ساکنان و خرابی بی موقع آزیر هشدار، شاید با گسترش آتش خیلی های دیگر هم به اون پیرزن کوچولو می پیوستن.