سی ان ان چند روزی در بوق و کرنا کرده بود که امشب مصاحبه اختصاصی امانپور با احمدی نژاد رو نشان می ده. موقع پخش مصاحبه که شد، امانپور در برنامه اندرسون کوپر حاضر شد و گفت بر خلاف قرار قبلی برای مصاحبه طولانی با رئیس جمهور ایران، احمدی نژاد به محض ورود به محل مصاحبه می گه که برای پاسخگویی به بیشتر از یک سوال وقت نداره!

حالا داستان سفر من به نیویورک برای پوشش سفر احمدی نژاد: قصدم در این پست شرح رخداد از دید یک ناظر بی طرف است. این پست و پست های بعدی رو باید زودتر می نوشتم ولی سرم خیلی شلوغ بود و وظایف مهم تری داشتم. 

حاشیه مصاحبه مطبوعاتی رئیس جمهور، سه شنبه ۲۵ سپتامبر ۲۰۰۷

 مصاحبه مطبوعاتی قرار بود ساعت پنج و نیم بعد از ظهر شروع شه ولی به خاطر تاخیر در برنامه سخنرانی رئیس جمهور در مجمع عمومی، برنامه کمی تاخیر داشت.

هنگام ورود رئیس جمهور و هیات همراه به سالن، آقای احمدی نژاد با دست برای خبرنگاران ابراز احساسات کرد که در این بین یک خبرنگار خانم ایرانی از رئیس جمهور پرسید که می تونه باهاش دست بده؟!!! احمدی نژاد هم گفت :”دیگه چی؟”

الهه هیکس فعال حقوق بشر یکی از افرادی بود که در این جلسه از رئیس جمهور به نمایندگی از رادیو فردا سوال پرسید. وقتی خودش رو معرفی کرد، ابروهای احمدی نژاد بی اختیار بالا رفت. طرف رو می شناخت. سوال هیکس درباره آزادی بیان در دانشگاه ها و اساتید اخراجی بود. احمدی نژاد گفت “آزادی بیان در ایران بی نظیره” و “در ایران برای کسی به خاطر ابراز نظر مشکلی درست نمی شه.” درباره اساتید اخراجی هم توضیح داد که این افراد حتی یک پنجم ساعت کاری موظفیشون هم کار دانشگاه نمی کردن.

یکی دیگر از خبرنگارانی که سوال پرسید، خبرنگار یکی از شبکه های تلویزیونی اسرائیل بود. وقتی خودش رو معرف می کرد، همه اعضای هیات ایرانی که در جایگاه حاضر بودن به تکاپو افتادن. جلیلی معاون وزیر خارجه فورا در گوش الهام، سخنگوی رئیس جمهور چیزی گفت. خزایی سفیر ایران در سازمان ملل هم فورا چیزی برای احمدی نژاد نوشت. ولی خود آقای احمدی نژاد آروم بود. سوال که تموم شد، آقای احمدی نزاد خطاب به مجری جلسه گفت: “next question”

خبرنگار اسرائیلی اعتراض کرد ولی رئیس جمهور محل نگذاشت. طرف مدتی آنجا نشسته بود و هربار یکی سوال می پرسید، شلوغ می کرد و دست آخر هم قهر کرد و رفت. در این حال، بعد از خبرنگار اسرائیلی، یک خانم اسرائیلی که عکس چند نفر رو در دست داشت، از احمدی نژاد درباره زندانیان اسرائیلی حماس و حزب الله پرسید که با اعتراض خبرنگار مصری مواجه شد و حرفش قطع شد.

خبرنگار فاکس نیوز هم یکی دیگر از سوال کنندگان بود. وقتی سوال تمام شد، رئیس جمهور از او خواست خودش رو معرفی کنه. او هم نام و محل کارش رو گفت. احمدی نژاد هم با نگاهی عاقل اندر سفیه گفت: “ها… فاکس نیوز!” بعد هم خندید. این حرکت احمدی نژاد خنده بقیه حاضران رو به همراه داشت. خیلی ها از این که احمدی نژاد متوجه تفاوت فاکس با بقیه هست، تعجب کرده بودن.

در همین حال و احوال و در حالی که ساعت مچی من ساعت شش و بیست دقیقه رو نشون می داد، متوجه بسته بودن چشم های الهام شدم. با لبخند ملیحی در حال قیلوله بود. ولی طفلک خیلی زود چرتش پاره شد.

جالب این که هربار احمدی نژاد یک تکه ای یا متلکی می انداخت و شوخی می کرد، قند در دل هاشمی ثمره، مشاور رئیس جمهور آب می شد و کلی می خندید. به طور کلی بیشتر از بقیه حاضران در جایگاه خندید. سعید جلیلی معاون وزیر خارجه دائم حواسش به جلسه بود. شیخ عطار معاون دیگه وزارت خارجه حوصله اش سر رفته بود و خیلی بی تفاوت حاضران رو نگاه می کرد. خزایی سفیر ایران هم که امسال به جای جواد ظریف در کنار رئیس جمهور نشسته بود، برخلاف ظریف اصلا دلشوره نداشت.

اما بقیه ماجرا:

همون خبرنگار خانم ایرانی ، با خوش اخلاقی و خنده از رئیس جمهور به خاطر انکار وجود افراد همجنس گرا در ایران انتقاد کرد. احمدی نژاد با خنده خطاب به او گفت: “شما خبر دارین؟!! من که کسی رو نمی شناسم.” خبرنگار سوال کننده فوری گفت:”ولی آقای رئیس جمهور من چند نفر رو می شناسم!” احمدی نژاد هم گفت این حرف های شما من رو به یاد یک شعر فارسی میندازه که نمی تونم در این جمع براتون بخوانم!

آقای احمدی نژاد همچنین در پاسخ به سوالی، با رد نگرانی ها از از بازداشت دانشگاهیان ایرانی که به کشور سفر می کنن گفت:”ممکنه بعضی ها رو هم پلیس دعوت کنه و با اونها چند روزی گفتگو کنه!”   

خانمی افغان که خبرنگار بخش افغانی تلویزیون صدای آمریکا بود از آقای احمدی نژاد درباره وضع افغان ها و محرومیت های نسل دوم آنها در ایران پرسید. رئیس جمهور گفت: “مهمان آمد، آن قدر ماند تا صاحبخانه شد!” بعد هم درباره حمایت های دولت ایران از دو و نیم میلیون پناهنده و برخورد طبیعی با تعداد اندکی که تخلف می کنن صحبت کرد. 

یک خبرنگار ایرانی چند بار سعی کرد با انتقاد از رفتار رئیس دانشگاه کلمبیا، نظر رئیس جمهور رو جویا بشه که صداش تو همهمه و شلوغی سایر خبرنگاران گم شد. آخر سر هم که سوالش رو می پرسید، احمدی نژاد با دلخوری تذکر داد :”با بلندگو آقا جان!” طرف تازه فهمید علت این که جواب سوالش رو پس از چند بار تلاش نتونسته بگیره این بوده که داد می زده ولی به خاطر استفاده نکردن از میکروفون، صداش به کسی نمی رسیده.

آخر سر هم یک خبرنگار ایرانی دیگر از رئیس جمهور سوال کرد. خودش رو که معرفی می کرد، آقای احمدی نژاد با خنده می گفت: “ماشاءالله ماشاءالله!” طرف هم نامردی نکرد و گفت:”آقای احمدی نژاد، شما همیشه به لزوم احترام به پیروان ادیان الهی اشاره می کنید.” بعد هم با اشاره به وضع بهائیان در ایران از او توضیح خواست. احمدی نژاد هم گفت: ”ممکنه بگید این پیامبر اللهی این دینی که شما می گید، کی مبعوث شده؟” 

در اینجا بود که احمدی نژاد با اعلام ختم جلسه از جاش بلند شد و از تک تک خبرنگاران برای سفر به ایران و مصاحبه اختصاصی دعوت کرد.

حالا، من موندم کی برای مصاحبه اختصاصی با رئیس جمهور به ایران سفر کنم. دنبال یک تاریخ مناسب می گردم.

راستی، حاجی واشنگتن رو می تونید در عکس بالا ببینید. جایزه یابنده همراهی با حاجی واشنگتن به تهران برای مصاحبه اختصاصی با آقای احمدی نژاد است.