از بلاگیدن خاله زنکی خسته شدم. راستش دیگه حال نمی ده. حوصله سیاسی نویسی و حرف درست حسابی نوشتن ندارم. چون نه کسی از من نظر خواسته و نه این که حرف درست و حسابی از این وبلاگ در می شه. حرف های خاله زنکی و خاطره نویسی هم یک دوره ای داره. بنابراین خدا بخواد، تصمیماتی گرفته ام.

 خوشحال نشید. قصد خداحافظی ندارم. تازه یک ساله اومدم و کما فی السابق به بلاگیدن خاله زنکی وار ادامه خواهم داد.

اما مدتی است تصمیم گرفتم هر از گاهی چیزی بنویسم که هم به درد دنیا بخوره و هم آخرت. هول نشید، قصد دعانویسی ندارم! می خوام کمی درباره کمردرد و پادرد و نحوه پیشگیری از اونها بنویسم. خیر سرم فیزیوتراپی خوندم و سعی دارم با اشاره به یک سری نکات ساده، مروری بر سوادم داشته باشم. شاید هم چیزی نوشتم که به درد شما بخوره.

خوب، این هم از حرف صد من یک غاز امشب. عزت زیاد!