بی بی سی از برکناری تعدادی از مدیران رده بالای خود به خاطر افشای تقلب در بعضی مسابقه های تلفنی خبر داده. این خبر برای من خیلی نوستالژیک بود. نمونه این کار رو قبلا در صدا و سیما دیده بودم. اما قبل از این که به نمونه وطنی تقلب در مسابقه تلفنی تلویزیونی بپردازم، علت تقلب در بی بی سی رو از وب سایت خودشون نقل می کنم:

“ ماجرا از آنجا آغاز شد که مشخص شد در برنامه “پیتر آبی”، یکی از برنامه های مخصوص کودکان در تلویزیون بی بی سی، یکی از کسانی که به عنوان بیننده با برنامه تماس گرفت، در واقع بیننده برنامه نبوده است. در آن زمان خطوط تلفن به دلیل اشکالات فنی قطع شده بود و تولیدکنندگان برنامه از کودکی که در استودیو بود، خواستند وانمود کند بیننده ای است که با برنامه تماس گرفته است.”

البته موارد شدید تری هم از تقلب وجود داشته. اما نمونه وطنی:

دهه فجر ۸۱ ، یکی از گروه های پربیننده سیما اعلام کرد به مناسبت این ایام، روزی دو مسابقه تلفنی ۵۰۰ هزار تومنی برگزار می کنه و از داوطلبان خواست با تماس با روابط عمومی گروه، آمادگی خود رو اعلام کنن. شماره تلفن اعلام شده خیلی شبیه به شماره من بود و روزانه پاسخگوی صدها بیننده ای بودم که با بیان نیاز مالی شدیدشون خواستار شرکت در مسابقه بودن.

 ظاهرا بعضی تماس گیرنده های محترم بعد از برخورد خطوط مشغول روابط عمومی با بالا و پایین کردن شماره ها، شانسی تلفن من رو می گرفتن و با این که وظیفه ای نداشتم، شماره هاشون رو به تهیه کننده محترم می دادم. جالب این که هر روز تهیه کننده برنامه فهرست بلند بالای ملتمسان دعا رو با نیشخند موزیانه ای از من تحویل می گرفت.

بعدها فهمیدم اون شماره تلفن ها به کل کشک بودن و مجری مسابقه تلفنی با آشناهای تهیه کننده تماس می گرفته و برای خالی نبودن عریضه به این لشکر عظیم دختر خاله ها، دختر عمه ها و دوست دخترها به جای جایزه ۵۰۰ هزار تومانی، نفری یک ربع سکه داده شده بود.

البته این وسط تهیه کننده شبه محترم برنامه کلاهی بر سر سازمان نگذاشت و اون ۵۰۰ هزار تومان ها رو بالا نکشید ولی کاری که شد از نظر اخلاقی بدجوری ضایع بود.

راستی، حاجی کنزینگتون هم درباره واکنش همشهری هاش به تقلب در بی بی سی نوشته.