وقتی دومین کشور اوپک بنزین رو کوپنی می کنه، خیلی حرفه. البته مشکل مال امروز و دیروز نیست. این مشکل هم سابقه فنی طولانی داره، هم سابقه فرهنگی دیرین و هم از همه بدتر سابقه مدیریتی وحشتناکی داره که خیلی بدبخت و خاک بر سره!

دولتمردان ایرانی از سال ها پیش، حداقل در سال های سازندگی و توسعه به اصطلاح سیاسی بعد از جنگ باید برای این بحران چاره ای پیدا می کردن.

آمریکایی ها و برزیلی ها برای مقابله با آلابندگی بنزین و کاهش نیاز به واردات سوخت از کشورهای خاورمیانه به شدت مشغول سرمایه گذاری بر تولید ااتانول (سوخت زیستی) از ذرت و نی شکر هستن. این کار در برزیل خیلی خوب جواب داده و آمریکایی ها هم خوب جلو می رن.

حالا نوبت ماست. چرا باید نفت مملکت رو به بنزین تبدیل کنیم و به جای کسب درآمد بسوزونیم و هوا رو آلوده کنیم؟ ما در خلیج فارس یک سفره عظیم گاز مشترک با قطر داریم. قطری ها سال هاست دارن از این گاز بهره برداری می کنن و ما سال هاست با بوق و کرنا داریم از راه اندازی فازهای یک و دو و سیزده و چهارده … پارس جنوبی صحبت می کنیم و کاری هم نکردیم. این گاز لعنتی ما دو مشتری عمده هندی و پاکستانی داره که سالهاست برای ما عشوه هندی میان و هنوز که چیزی عابدمون نشده. گاز رو هم که اگر نفروشی و استفاده نکنی، قطری های عزیر نوش جون می کنن. پس چه باید کرد؟

می توان با بهره گیری از ذخایر گاز از ظرفیت پتروشیمی پارس جنوبی برای تولید اتانول استفاده کرد و همزمان خودروهای ساخت داخل رو دوگانه سوز کرد تا قابلیت سوزوندن سوخت زیستی رو داشته باشن. این هم برای محیط زیست بهتره، هم ارزون تر تموم می شه. 

پی نوشت: درسته که ویکیپیدیا مرجع علمی ۱۰۰ درصد قابل اعتمادی نیست ولی دوستانی که با این پیشنهاد با تردید برخورد کردن می تونن به این مطلب یک نگاهی بیندازن.