Haji Washington; Iranian Journalist in Washington DC


یک ترجمه بامزه

link Email Print ۱۳۸۶/۰۳/۱۷   Media

امروز گزارشی منتشر شد که از کلافه بودن ماموران کنترل پرواز فرودگاه های اسرائیل از تداخل امواجشون با ایستگاه های غیرمجاز رادیویی فلسطینی در کرانه غربی خبر می داد. این گزارش ها از اصطلاح انگلیسی Pirate Radio Stations برای اشاره به این رادیوهای فاقد مجوز استفاده کردن. لازم به توضیح که pirate به تنهایی به معنی دزد دریایی است.

با مزه این که سایت بازتاب با انتشار این خبر اعلام کرد :”دزدان دريايي، فرودگاه اسرائيل را از كار ‌انداختند!” جالب تر این که بازتاب هیچ اشاره ای به ملیت این دزدان دریایی نکرده.

همه با هم برابرند …

link Email Print ۱۳۸۶/۰۳/۱۷   US

…ولی خون بعضی ها طلایی تر است.

پاریس هیلتون پس از سه روز حضور در زندان، بقیه دوران محکومیت ۴۵ روزه خود رو در منزل سپری خواهد کرد.

پی نوشت: خبر آخر این که آزادی پاریس یک روز بیشتر طول نکشید و دادگاه او را دوباره روانه زندان کرد.

کلینتون در پراگ

link Email Print ۱۳۸۶/۰۳/۱۵   General و US

جورج بوش برای گفتگو درباره برنامه سپر موشکی آمریکا به جمهوری چک سفر کرده. تصویر استقبال دست پاچه و ذوق زده وزیر خارجه چک از آقای بوش در پای پلکان هواپیما من رو به یاد ذوق زدگی چک ها از سفر بیل کلینتون به کشورشون در سال ۱۹۹۴ انداخت.

اون سال ها مردم اروپای شرقی آمریکا رو به چشم ناجی نگاه می کردن و بابت فروپاشی بلوک  کمونیستی ممنون بودن. بارها در خانه خیلی از آدم های معمولی و حتی استادهای دانشگاه دیده بودم که یک پرچم کوچک آمریکا رو با افتخار در گوشه ای از اتاق پذیرایی گذاشته بودن و حال می کردن. ملت بدبخت در دوران کمونیسم این قدر بدبختی کشیده بودن که اون اوائل حتی با قوطی های خالی کوکا کولا با احترام برخورد می کردن!  

شخصیت محبوب کلینتون در بین چک ها و حضور مدلن آلبرایت سفیر وقت آمریکا در سازمان ملل متحد که متولد پراگ و فرزند یکی از دیپلمات های مشهور چکسلواکی سابق است، باعث شده بود تا موقع سفر رئیس جمهور آمریکا به پراگ در سال ۱۹۹۴ ذوق زدگی جالبی بر شهر حاکم بشه. اما یکی از اتفاق هایی که به محبوب تر شدن کلینتون در بین چک ها کمک کرد، حضور سرزده او و آلبرایت در یکی از نایت کلاب های معروف پراگ بود. اون شب، رئیس جمهور آمریکا رو سن رفت و ساکسوفون زد. تصویر نوازندگی اون شب کلینتون بارها از شبکه های تلویزیونی چک پخش شد و پوسترهای اون رو می شد مدت ها بر در و دیوار شهر دید.  

حاجی در مسکو

link Email Print ۱۳۸۶/۰۳/۱۳   General

یکی از شباهت های مسکو به تهران، تعدد خودروهای مسافرکش شخصی است. فروپاشی بلوک شرق و گسترش سرمایه داری در روسیه و بقیه کشورهای این مجموعه، تعداد کمی رو به شدت ثروتمند کرده و تعداد زیادی رو به قعر فقر فرو برده. در مسکو این موضوع به خوبی دیده می شه و هر وقت سوار خودروهای مسافرکش شخصی در روسیه شدم، متوجه شدم رانندگان یا استاد دانشگاه بودن، یا نظامی و یا کارمند دولت.

تابستان ۸۳ برای بار چهارم به مسکو سفر کردم. این بار برخلاف دفعات قبل کسی دنبالم نیامده بود و خودم باید از فرودگاه به هتل می رفتم. به دکه تاکسی های طبقه همکف فرودگاه رفتم. مسؤول مربوطه برای مسیر یک ساعته فرودگاه تا هتل درخواست ۸۰ یورو کرد. من که کمی از اروپایی شدن هزینه تاکسی در مسکو جا خورده بودم، سراغ دکه تاکسی در طبقه دوم فرودگاه رفتم و در اونجا با درخواست ۱۲۰ دلاری رئیس خط مواجه شدم. در همون حال چمدون به دست از فرودگاه خارج شدم که درست مثل خروجی ترمینال پروازهای خارجی فرودگاه مهرآباد چند نفر سرغم اومدن و شروع کردن به چک و چونه زدن. قیمت ها از ۵۰ دلار شروع شد و در نهایت پیشنهاد هزار روبلی (تقریبا معادل ۳۰ دلار به قیمت اون روز) یک راننده میانسال رو پذیرفتم. وقتی سوار خودروی لادای او شدم، متوجه کلاه نظامی زیر داشبورد شدم. کمی که از فرودگاه دور شدیم، با زبون کر و لالی و به مدد چند کلمه روسی که بلد بودم، از راننده پرسیدم کارش چیه؟ کلاهش رو نشون داد و گفت در ارتش خدمت می کنه. درجه اش رو پرسیدم، دست کرد از اون زیر کت فرنچش رو در آورد و ستاره های دوشش رو نشونم داد. طرف سرهنگ بود.

اما در حالی که در روسیه بعضی آدم ها مثل این جناب سرهنگ با زحمت به جبران کمبود درآمدشون مشغولن، بعضی ها هم به شدت از خر تو خری شرایط موجود برای پر کردن جیبشون استفاده می کنن. یکی از آشناها در مسکو برای رفتن به قرار ملاقات مهمی منتظر تاکسی بوده که از شانس بدش پلیس جلوی پاش نگه می داره. افسر مربوط ازش پاسپورت و ویزا می خواد و بعد از پرس و جو درباره حضورش در اون مکان، پیشنهاد می کنه که برسونش. رفیق ما هم در حالی که یک “دمتون گرم” مشدی می گه، سوار می شه و آژیر کشون به مقصد می رسه. موقع پیاده شدن، افسر پلیس ازش تقاضای ۳۰۰ روبل می کنه. وقتی دوست ما اعتراض می کنه که هزینه تاکسی در اون مسیر ۱۵۰ روبله، آقا پلیسه می گه: “من برات آژیر کشیدم تا زودتر به قرارت برسی. رد کن پول رو بیاد!”

ای هارمونی

link Email Print ۱۳۸۶/۰۳/۱۲   US

 eharmony_0601.jpg

یک سایت زوج یابی اینترنتی به اسم eHarmony هست که تبلیغش چپ و راست از شبکه های تلویزیونی در آمریکا پخش می شه. این سایت به وسیله یک مسیحی اوانجلیست به نام دکتر نیل کلارک وارن راه اندازی شده و هدف اون زوج یابی با هدف ترویج ازدواج و کاهش طلاق در جامعه آمریکا و رسوندن اون به سطح ۱۰ درصد است. علاقمندان برای عضویت در این سایت باید لیست بلندبالایی از سوال های شخصی و غیرشخصی را پر کنن تا ای هارمونی بر اساس مطالعه انجام شده بر هزاران “زوج موفق”، کاندیداهای مناسب رو به فرد جستجوگر معرفی کنه.

به تازگی خانمی در کالیفرنیا از ای هارمونی به خاطر تبعیض علیه دگرباشان شکایت کرده. حقیقتش اینه که وقتی کسی به ای هارمونی مراجعه می کنه، در قسمت تقاضا یک سوال دو گزینه ای هست که طرف یا باید خودش رو “مرد جوینده زن” معرفی کنه و یا “زن جوینده مرد” و گزینه ای برای “زن جوینده زن” یا “مرد جوینده مرد” وجود نداره. دکتر وارن تا به حال چند بار گفته قصد این سایت تبعیض علیه دگرباشان نیست ولی از اونجایی که مطالعات آن بر روی زن و شوهرها انجام شده، امکان الگوبرداری و ارائه مشاوره برای غیر از این افراد وجود ندارد.

چند وقت پیش هم گله ای از سوی آقایون کوتاه قد مطرح شده بود که ای هارمونی اونها رو با خانم های بلندتر از خودشون مچ نمی کنه. نمی دونم آیا خانم های قد بلند هم از ای هارمونی به خاطر معرف نکردن مردان کوتاه قد گله مند هستن یا نه؟ 

پی نوشت: راستش رو بخواهید تا دیروز هر وقت این دکتر وارن برای تبلیغ سایتش رو صفحه تلویزیون ظاهر می شد، پیش خودم غر می زدم که باز دوباره سر و کله این “ج…کش اینترنتی” پیدا شد. راستش تازه فهمیدم این آقا خیلی پیش اوانجلیست ها معتبره. باید برم حلالیت بطلبم.

ددم وای!

link Email Print ۱۳۸۶/۰۳/۱۰   General

267372_orig.jpg

 که را می پایند؟

عکس از مهر  

‘فرزندم برای هیچ کشته شد’

link Email Print ۱۳۸۶/۰۳/۰۸   US

 Cindy-Sheehan-715904.jpg

سیندی شیهن امروز بعد از نزدیک به دو سال تلاش برای پایان دادن به جنگ عراق، به خاطر دلزدگی از جنبش ضدجنگ و ناکارامدی دموکرات ها برای پایان دادن جنگ، به حضور خود به عنوان چهره حرکت صلح در آمریکا پایان داد. شیهن در حالی به فعالیت خودش پایان داد که در نامه ای از مردم آمریکا به خاطر توجه بیشتر به برنامه تلویزیونی American Idol  نسبت به سرنوشت جنگ گله کرده. او همچنین نوشته که فرزندنش برای هیچ کشته شده.

این جمله آخر شیهن من رو به یاد مصاحبه پارسالم با او می اندازه. ازش پرسیدم:”اگر پسرت سالم از جنگ بر می گشت، باز هم از بوش انتقاد می کردی و علیه جنگ فعالیت می کردی؟” شیهن بعد از کمی مکث جواب داد: “پسر من از جنگ سالم بر نگشت.” این جمله چنان اندوهناک بیان شد که در یک لحظه مو به تنم سیخ شد و تا مدت ها از طرح این سوال که اتفاقا یکی از انتقادهای اصلی نومحافظه کاران آمریکایی از اوست، پشیمون بودم.

این تنها سوال دوران خبرنگاری منه که از پرسیدنش پشیمون شدم.

یک مطلب مرتبط از حاجی کنزینگتون

گردن قرمزها در واشنگتن

link Email Print ۱۳۸۶/۰۳/۰۶   US

 070527bush.jpg

دوشنبه در آمریکا “روز یابود” و تعطیلی رسمی است. آمریکایی ها در این روز یاد کشته های نظامی، مجروحان جنگی و اسیران خودشون را گرامی می دارن. تعطیلات روز یادبود به طور سنتی ابتدای فصل مسافرت های تابستونی شناخته می شه و امسال هم خیلی از مردم به رغم گرونی بی سابقه بنزین به مسافرت رفتن. خیلی ها هم به واشنگتن اومدن. 

چیزی که در دو سه روز گذشته در واشنگتن زیاد به چشم می خوره، مسافران موتور سوار و موتورسیکلت های هارلی دیویدسون خفنشون بود. اصولا جماعت هارلی دیویدسون سوار تیپ خاصی هستن و بیشترشون مثل هم لباس می پوشن. اکثرا هم آدم های چاق و چشم آبی هستن و از ۲۰ کیلومتری قابل شناسایی هستن. جالب این که خیلی از این جماعت جز گروه خاصی از آمریکایی ها هستن که خدا و کشور رو منحصر به گروه خودشون می دونن و “بچه لیبرال های فوفول” رو دشمن خدا و عامل دشمن می شناسن.

جماعت بزرگ هارلی دیویدسون سواری که برای روز یادبود به واشنگتن اومدن، اعضای گروهی به نام Rolling Thunder  هستن که برای حفظ حقوق مجروحان و اسیران جنگی آمریکا فعالیت می کنه و امروز هم رژه پر و پیمونی رو از پنتاگون تا مال ملی واشنگتن برگزار کردن. بعد از ظهر هم تعدادی از اونها به کاخ سفید رفتن و جورج بوش شخصا ازشون استقبال کرد.  

خدمت مقدس سربازی

link Email Print ۱۳۸۶/۰۳/۰۵   General

Ù?باس Ù?Ù?دس سربازÛ? 

رنگ لباس سربازها در این عکس من رو به یاد دوران خدمت سربازی در نیروی هوایی ارتش انداخت. سال ۷۸ پس از فارغ التحصیلی و بعد از این که چند ماهی در صدا و سیما مشغول کار شده بودم، برای خرید خدمت سربازی اقدام کردم. اون سال فارغ التحصیلان مجرد لیسانسه می تونستن با پرداخت یک و نیم میلیون تومن و طی دوره آموزشی ۲۰ روزه از خدمت معاف شن.

پس از انجام کارهای اداری برای دوره آموزشی به پادگان قلعه مرغی تهران معرفی شدم. در سه روز اول، به همراه بقیه بچه های خرید خدمتی هر روز سر ساعت شش و نیم در مراسم صبحگاه پادگان حاضر می شدیم و بعد از اون هم تا ظهر تمرین نظام جمع داشتیم. بعد از ظهر هم کلاس عقیدتی سیاسی برگزار می شد.

قرار گرفتن در میان اون همه سرباز عادی در مراسم صبحگاه اصلا احساس خوبی نداشت. خیلی از بچه های خرید خدمتی برای خریدن دوره سربازی خود از دیگران پول قرض گرفته بودن ولی نگاه سنگین سربازهای عادی نشون می داد از بی عدالتی موجود دلخور هستن و ما “بچه مایه دارهای سوسول” رو نماد مسلم این بی عدالتی می دونستن. طفلک ها حق داشتن!

اما بعد از سه روز که فرماندهان خوب حال همگی آقایون را جا آوردن، روز چهارم همه بچه های خرید خدمتی رو در یکی از آسایشگاه ها به مدت سه ساعت و نیم زندانی کردن. زمانی که همه حسابی کلافه شده بودن، یک سرهنگ و یک سروان که هر دو از همافران قدیمی بودن، به آسایشگاه اومدن. جناب سرهنگ بعد از یادآوری لزوم خدمت به کشور و میهن پرستی، گفت پادگان قصد داره برای آشنا کردن سربازان با کار با کامپیوتر، یک سایت رایانه ای راه اندازی کنه ولی پول نداره. بعد رو بالشی یکی از بالش ها رو کشید و مثل کیسه به دست گرفت و گفت:”می تونید با کمک به خرید سه دستگاه کامپیوتر، از طول دوره آموزشیتون کم کنید!” بلافاصله یک سرباز مو قرمز چاق بلند شد و یک دسته ۵۰۰ تومنی(۵۰ هزار تومن) تو رو بالشی انداخت. جناب سرهنگ هم او رو به کل از ادامه دوره آموزشی معاف کرد و بعد نوبت به بقیه بچه ها رسید. چون همه پول همراه نداشتن، قرار شد بابت هر روزی که خواستیم به پادگان نیاییم، ۲۰۰۰ هزار تومن بدیم. 

اون روز برای دو چیز مهم که همیشه در زندگیم مهم بودن سوگواری کردم:

۱- عدالت

۲- شرافت لباس سربازی

من خودم در کل ۸ روز برای آموزشی رفتم. البته پولی ندادم. هر روز تهیه گزارش خبری رو بهانه می کردم و جناب سروان داستان ما هم اجازه مرخصی می داد ولی همیشه شرط می کرد که به محله اونها برم تا از کثیفی جوی آب گزارش تهیه کنم. من هم هیچ وقت نرفتم!

عکس روز

link Email Print ۱۳۸۶/۰۳/۰۵   General

ahmadinejad.jpg

ایام به کام!

عکس از خبرگزاری فارس