خداییش بعد از دو روز هنوز تو دفاع ابطحی از خاتمی موندم. دور از جونش آدم یه جورایی یاد دوستی خاله خرسه می افته!شانس آوردیم ابطحی وکیل مدافع نشد وگرنه همه موکل هاش به خاطر دفاعیاتش به تیغ جلاد سپرده می شدن. 

از دوستی خاله خرسه گذشته، کار ابطحی من رو به یاد روزهای دوم خرداد انداخت. زمانی که خاتمی کاندیدای ریاست جمهوری شد، در برابر ناطق که ۲۴ ساعته در تلویزیون حضور داشت و دائم به این شهر و اون شهر سرکشی می کرد خیلی مظلوم بود.

اما در نهایت یکی از مواردی که به ضرر ناطق تمام شد، همین قوت ظاهری و تریبونی بود که در اختیار دوستانی مثل محمدرضا باهنر قرار داشت.

همون روزها باهنر به دانشکده ما اومد و گفت:”نظرسنجی می کنن و می گن بیشتر از ۶۰ درصد مردم به خاتمی رای خواهند داد! کدوم ۶۰ درصد؟ بقال ها و قصاب های اردکان رو نظرسنجی کردن؟!!”

بعد از دوم خرداد هم مخالفان خاتمی خیلی کارها کردن. منتهی اون اوایل هر کاری کردن به ضرر خودشون تموم شد. انتخابات مجلس ششم و شوراهای اول نمونه خوبی بود. ولی با فاصله گرفتن از دوم خرداد، فاصله اصلاح طلبان از حرف های خودشون بیشتر شد و مردم هم به تدریج از اونها فاصله گرفتن و اونی شد که شد!

حالا داستان تعریف های نسنجیده محمد رضا باهنر و احمد ناطق نوری از علی اکبر ناطق نوری شده قضیه ابطحی. آقاجون، سر جدت دوستت داریم. بشین همون وب نوشت رو بنویس و ما هم می خونیمش. بگذار اون چه از خاتمی باقی مونده، به نسل های بعدی هم برسه.