‘فرزندم برای هیچ کشته شد’
۱۳۸۶/۰۳/۰۸
US
سیندی شیهن امروز بعد از نزدیک به دو سال تلاش برای پایان دادن به جنگ عراق، به خاطر دلزدگی از جنبش ضدجنگ و ناکارامدی دموکرات ها برای پایان دادن جنگ، به حضور خود به عنوان چهره حرکت صلح در آمریکا پایان داد. شیهن در حالی به فعالیت خودش پایان داد که در نامه ای از مردم آمریکا به خاطر توجه بیشتر به برنامه تلویزیونی American Idol نسبت به سرنوشت جنگ گله کرده. او همچنین نوشته که فرزندنش برای هیچ کشته شده.
این جمله آخر شیهن من رو به یاد مصاحبه پارسالم با او می اندازه. ازش پرسیدم:”اگر پسرت سالم از جنگ بر می گشت، باز هم از بوش انتقاد می کردی و علیه جنگ فعالیت می کردی؟” شیهن بعد از کمی مکث جواب داد: “پسر من از جنگ سالم بر نگشت.” این جمله چنان اندوهناک بیان شد که در یک لحظه مو به تنم سیخ شد و تا مدت ها از طرح این سوال که اتفاقا یکی از انتقادهای اصلی نومحافظه کاران آمریکایی از اوست، پشیمون بودم.
این تنها سوال دوران خبرنگاری منه که از پرسیدنش پشیمون شدم.









در ۱۰:۵۳ ب.ظ
توصیف جالبی دارید. خوشحال میشم به وبلاگ من هم سر بزنید.
ممنون
در ۱۲:۲۷ ق.ظ
پسرش که صغیر نبوده… ۲۵-۲۶ سالش بوده تصمیم گرفته بره بخاطر عقیده اش بجنگه.
در ۲:۲۹ ق.ظ
سلام
مدتهاست وبلاگ شما را رصد می کنم.
همیشه از اینکه یک خبرنگار ایرانی راحت حرفش را می نویسد لذت می برم.
می دانم حال و هوای مملکت را می دانید.
گاهی وقتها نه تنها از یک سوال بلکه از خبرنگار بودن هم پشیمان می شویم
باشد که رستگار شویم
در ۲:۴۵ ق.ظ
اجر این بانو با بنیاد شهید.آخه بنده خدا مادر شهیده…این بوش اگر عقلش کار میکرد یه بنیاد شهید توی آمریکا راه میانداخت.مشکلات همه حل میشد…
در ۴:۴۹ ق.ظ
چه جالب
اونموقعبا بغض جوابت را داد نه؟
این جنگ عراق هم ماجرایی است برای خودش
در ۲:۴۰ ب.ظ
jange dige!, sarbaz bayad bere bemireh, raeis beshine dastur bede
در ۳:۵۴ ب.ظ
حاجی از عکس آموزشی نیروی هوایی استفاده کردم.با اجازه
در ۵:۳۴ ب.ظ
چه خوب که نپرسیدی حاجی . ارزش نپرسیدنش بیشتر بود .
در ۷:۴۵ ب.ظ
You shouldn’t feel bad, you weren’t asking it with bad intentions. The whole thing is very sad though
در ۱۲:۱۳ ب.ظ
Salam. This was a nice post. Thanks for your honesty in sharing the sentiment about that question. It made me think all day yesterday, and I brought it up with a few of my American friends at work, and they were touched by your story, too. Thanks.
در ۲:۱۴ ب.ظ
وب جالبی دارید
صادقانه می نویسید
حال کردیم
در ۵:۴۲ ب.ظ
آدمهای عجیب و غریب!
در ۳:۱۴ ق.ظ
haji jan: