Nemat-Marina.jpg

مارینا نمت

۱- پشت بعضی از کامیون ها در ایران نوشته: “داداش، جون من یواش!” حالا یکی باید همین حرف رو به آقای رئیس جمهور بزنه.  آقای رئیس جمهور گفته: “در ایران احدی حق ندارد درباره تعلیق حرف بزند”. ظاهرا هر از گاهی، بخصوص پس از سفرهای خارجی رئیس جمهور باید به آقای احمدی نژاد تذکر داد تا محدوده خودش رو در قانون اساسی کشور فراموش نکنه. حاجی کنزینگتون در این باره مطلبی نوشته که خوندنش بی فایده نیست.

۲- من تو کارم از مصاحبه مردمی و خیابانی تنفر دارم. همیشه هم سعی می کنم از زیر این کار فرار کنم ولی به هر حال گاهی مجبورم برای تکمیل گزارش هایم به خیابان برم. جالب این که به همون اندازه ای که مردم تو ایران از خبرنگار جماعت فرار می کنن، تو واشنگتن هم وقتی با میکروفون سراغ مردم می ری، جواب سر بالا می شنوی.

دیروز برای یک گزارشی، یک ساعت و نیم تو خیابون ولو بودم و دست آخر هم تونستم تنها با ۵ نفر مصاحبه کنم. بخشی از یکی از مصاحبه ها رو براتون می نویسم. مصاحبه شونده دختری جوان و دانشجوی دانشگاه جورج واشنگتن بود.

من: با گفتگوی پیش روی آمریکا و ایران موافقید؟

دانشجو: “بله، فکر می کنم خیلی هم ضروری و مهمه. هر چه باشه، ما ایران رو اشغال کردیم و این عراقی ها دائم خرابکاری می کنن و سربازهای ما رو می کشن. باید با دولت ایران صحبت کرد تا به این عراقی ها بگن به شورشی ها کمک نکنن. باید با مردم عراق هم صحبت کنیم تا جلوی دخالت دولتشون رو در امور ایران بگیرن.”

جالب این که مصاحبه شونده چنان با اعتماد به نفس پاسخ می داد که من در یک لحظه شک کردم که ایرانی هستم یا عراقی. یکی دو تا دیگه سوال ازش پرسیدم تا شاید اشتباهش رو اصلاح کنه ولی نشد که نشد.

۳- دو هفته پیش به کتاب فروشی بارنز اند نوبلز در جورج تاون رفته بودم که در بین کتاب های مربوط به ایران به کتابی با عنوان “زندانی تهران” برخوردم. کتاب رو به قهوه خانه کاب فروشی بردم تا نگاهی بهش بیندازم ولی نشستم و در عرض سه ساعت و نیم تا آخر این کتاب ۶۰-۲۵۰ صفحه ای رو خوندم. این کتاب، سرنوشت دختری ایرانی و روس تباره که اوائل انقلاب به اشتباه بازداشت می شه و تا پای اعدام هم می ره ولی زندانبان عاشقش می شه و از مرگ نجاتش می ده. زندانبان بعدا از او خواستگاری می کنه و … الان دیدم رادیو زمانه با مارینا نمت، نویسنده این کتاب مصاحبه کرده. 

خانم نمت بعد از پشت سر گذاشتن چند سال زندگی پر نشیب و فراز به کانادا مهاجرت کرده و به همراه همسرش در این کشور زندگی می کنه.