۲۸ بهمن دو سال پیش یکی از سردبیران بازنشسته بی بی سی به نام راسل لین از طریق موسسه تامسون به ایران سفر کرد تا برای تعدادی از بچه های شبکه خبر و مدیران خبر صدا و سیمای شهرستان ها یک کارگاه آموزشی درباره ژورنالیسم تلویزیونی برگزار کنه. روز اولی که همکارهای ما به این آدم رسیدن با تمام کینه ای که از استکبار جهانی داشتن، رو سرش ریختن و پشت سر هم با لحنی عصبانی می پرسیدن “چرا بی بی سی راهپیمایی با شکوه ۲۲ بهمن ایران رو نشون نداد؟!!” این طفلک هم هر چه با خنده می گفت که سال هاست از بی بی سی بازنشست شده، باز جماعت به حرفش گوش نمی کردن و با عصبانیت خاصی که ویژه ای طلبه های پاکستانی است، سوال رو تکرار می کردن.دو سه روز بعد از اون قضیه راسل رو برای آشنایی با کار خودمون به شبکه خبر بردم. اتقاقا یکی از همکارهای ما که قصد داشت یک نقل قول هسته ای از راسل بگیره با میکروفون و دوربین روشن جلوی راه ما سبز شد. قبل از شروع مصاحبه راسل رو به همکار من کرد و ازش خواست که سوال سیاسی نپرسه. او هم در ظاهر قبول کرد و شروع کرد به پرسیدن: “آقای راسل، چرا به ایران سفر کردید؟”
راسل:”برای برگزاری دوره آموزشی برای همکارهای شما.”
همکار بنده:” شبکه خبر رو چگونه دیدید؟”
راسل:”خیلی شبکه خوبیه. تجهیزات خوبی دارین. همکارهاتون خیلی آدم های قابلی هستن. خانوم های خوشگلی هم در این شبکه کار می کنن!”
همکار بنده:”با توجه به تبلیغات اخیر آمریکا و کشورهای غربی مثل انگلیس، آیا فکر نمی کنید ایران اسلامی هم مثل هر کشور آزاد و مستقل دیگری باید به انرژی صلح آمیز هسته ای برای تحقیقات علمی و تولید انرژی دسترسی داشته و غربی ها حق محروم کردن ما رو از این این حق مسلم ما ندارن؟”
راسل خیلی طبیعی مثل این که منظور خبرنگار رو نفهمیده باشه گفت:”همون طور که گفتم شبکه خبر برای کار کردن جای خوبیه. تهران هم شهر خوبیه. خوشحالم که با شما صحبت می کنم ولی باید برم چون دوستان شما با من کار دارند و زشته که بیشتر منتظر بمونن.”
سوال: آیا واقعا ضرورت داشت از یک انگلیسی، اون هم یک ژورنالیست درباره حق اتمی ما سوال بشه. اگر این حق متعلق به ماست، باید درباره اون با دنیا صحبت کنیم نه این که جلوی هر خارجی رو که دیدیم بگیریم تا اگر دو کلوم مثبت حرف زد اون رو به رخ مردم خودمون بکشیم.
این وراجی رو کردم تا دو مورد از وقت ناشناسی دوستانم رو براتون گفته باشم. اما یک نمونه دیگه:
ویدیوی گفتمان کریستیان امانپور با خبرنگاران ایرانی رو که لینکش رو چند روز پیش سیما برام میل کرده بود رو ببینید تا بقیه وراجیم رو براتون ادامه بدم. لینک گزارش
( شرمنده دوستان ساکن ایران هم هستم. می دونم یو تیوب در مملکت عزیزمون قابل دسترسی نیست ولی شاید شما این گزارش واحد مرکزی خبر رو در تلویزیون ایران دیده باشید.)
خوب نظرتون چیه؟ خیلی از دوستان از نحوه برخورد امانپور با خبرنگاران وطنی ابراز ناراحتی کردن. اما من سخن دیگری دارم.درسته که “شوش شوش” کردن امانپور و ژست تحکمی انگشتانش کار جالبی نبود ولی به نظر من نحوه سوال پرسیدن بچه های خبرنگار جواب بهتری از این رو نمی طلبید.
می دونید چرا؟ خبرنگار در هر حالتی و تحت هر شرایطی باید با اعتماد به نفس و قدرت با مصاحبه شونده صحبت کنه. خبرنگاری که مثل مادر مرده ها در برابر سوژه قرار می گیره، مثل یک بچه موش قورت داده می شه. لحن خبرنگار، ژست خبرنگار، سر و وضعش و قدرت ارتباط نگاهش به طور مستقیم بر فرد مورد مصاحبه تاثیر می گذاره. علی اکبر عبدالرشیدی از معدود ژورنالیست های تلویوزیونی ایران مثل مرتضی حیدری است که خیلی قبولش دارم. بچه های تصویر بردار تعریف می کردن در یکی از اجلاس غیرمتعهدها در حالی که خبرنگاران فیدل کاسترو رو دوره کرده بودن و او به هیچ کدوم سوال ها پاسخ نمی داد، آقای عبدالرشیدی چنان محکم و قاطع کاسترو رو به اسم کوچک (فیدل) صدا زد که کاسترو در جا برگشت و به جای یک پاسخ کوتاه، به طور مفصل با او صحبت کرد.
وقتی نحوه صحبت کردن خبرنگاران ایرانی با امانپور رو نگاه می کردم، دلم برای واحد مرکزی خبر، باشگاه خبرنگاران جوان و … سوخت. نحوه سوال پرسیدن این بچه ها بیشتر شبیه به گدایی بود تا چیز دیگه. لطفا یک بار دیگه به لحن شل، التماس آمیز و نگاه های لرزان بچه ها دقت کنید!
اما نکته دیگر. دوستان نباید انتظار می داشتن که از دهن آدم کار کشته ای مثل امانپور که اتفاقا همسر یکی از سخنگویان سابق وزارت خارجه آمریکا است، چیزی به نفع خودشون بشنون. بعدش مگه امانپور سخنگوی دولت آمریکاست که از او درباره محدودیت خبرنگاران ایرانی در آمریکا سوال می کنید؟ اتفاقا این سوال خیلی خوبیه و خودم دو سه بار این موضوع رو در جاهای مختلفی در واشنگتن مطرح کردم. سی ان ان هم پارسال گزارش مفصلی رو در این باره پخش کرد و عدم آشنایی خبرنگار ایرنا در نیویورک به انگلیسی در اون گزارش خیلی جالب بود.
نهایت این که خبرنگارهای وطنی می خواستن استکبار جهانی رو در آستانه سالگرد انقلاب به چالش بکشن که با “شوش شوش” کردن امانپور سوسک شدن. من اگر جای آقای بوالی رییس محترم واحد مرکزی و استاد خبرنویسی خودم بودم، اجازه پخش این قسمت رو نمی دادم چون بیشتر به جای زیر سوال بردن حرکت امانپور حاکی از ضعف بچه های خودی در برابر خبرنگار یک رسانه غیر ایرانی در خاک ایران بود.
طولانی شد، ببخشید.