Haji Washington; Iranian Journalist in Washington DC


سرمای هوا

link Email Print ۱۳۸۵/۱۰/۲۰   General

از اول پاییز به هر کی رسیدم، غر زدم که این هوای واشنگتن چرا سرد نمی شه! ۴-۳ روز پیش هوا اون قدر گرم شده بود که ملت با شلوار کوتاه و رکابی تو خیابون می دویدن. 

اما دو روزه حسابی سرد شده و امروز دمای هوا در حدود ۴- درجه بود. خلاصه هر چی تو این مدت این دکتر هندی میدان دوپانت زور زد تا این سینوزیت مزمن من رو درمون کنه، با سوز و سرمای هوای این دو روز نقش بر آب شد. تازه داشتم لذت نفس کشیدن با بینی باز رو می چشیدم.

بشره دیگه. هر اتفاقی می افته، یه غری می زنه. کاریش نمی شه کرد!

تحریم بانک سپه

link Email Print ۱۳۸۵/۱۰/۲۰   General

امروز استوارت لوی معاون وزیر خزانه داری آمریکا در یک مصاحبه مطبوعاتی از تحریم بانک سپه به وسیله دولت آمریکا خبر داد. پیش از این هم بانک صادرات رو تحریم کرده بودن. لابد فردا هم بانک تجارت و کشاورزی رو تحریم می کنن. به اخبار مربوط به تحریم کاری ندارم چون سایت های خبری به اندازه کافی درباره اون نوشتن. فقط می خواستم به نکته ای اشاره کنم.

نیمی از خبرنگارانی که امروز برای پوشش خبری مصاحبه آقای لوی اومده بودن، چینی بودن. معلومه که این جماعت چشم ریز به دقت اخبار اقتصادی ینگه دنیا رو زیر نظر دارن و به طور ویژه به تحریم های ایران توجه می کنن. به هر حال هربار که غربی ها ایران رو تحریم کردن، این بی ناموس ها دلی از عزا در آوردن. جالب این که معمولا در کنفرانس خبری روزانه وزارت خارجه آمریکا سر و کله بیشتر از ۳-۲ چینی پیدا نمی شه! 

زرشک

link Email Print ۱۳۸۵/۱۰/۱۹   General

برای پست قبلی دنبال عکس مناسب بودم، تو گوگل زدم زرشک این عکس درآمد! 

فکرش رو بکنید، وقتی حق مسلم هسته ای ما محقق شه، همه مقام های خارجی می آن دست بوس رییس جمهورمون. درست مثل کتیبه های تخت جمشید!

پر حوصله ترین مرد سال

link Email Print ۱۳۸۵/۱۰/۱۹   General

رفیق شفیقم حاجی کنزینگتن رو به عنوان پر حوصله ترین مرد سال ۲۰۰۶ معرفی می کنم. این حاجی ما سر فرصت نشسته تو وبلاگش کل رویدادهای اقتصادی سال ۲۰۰۶ رو فهرست کرده. به عبارتی ۱۲ صفحه سیاه کرده تا آیندگان بدانند و بخوانند که سال ۲۰۰۶ چه خبر بوده. کار جالبیه، بخصوص این که حاجی جون بدون هیچ گونه چشم طمعی حاصل زحمت یک ساله خودش رو تقدیم وبلاگستان کرده.

در ضمن می خواستم همسر خودم رو به عنوان پر حوصله ترین زن سال معرفی کنم ولی با این کار حاجی گنزینگتن تصمیم گرفتن به عنوان همدردی، همشیره گرامی عیال محترمه ایشون رو مفتخر به این درجه کنم.

باشد که زرشک طلایی در دست، روزهای خوشی رو در کنار هم سپری کنن.

دوشنبه هشتم ژانویه

link Email Print ۱۳۸۵/۱۰/۱۸   General

۱-امروز اولین سالگرد ورود ما به آمریکاست. باورم نمی شه که به این سرعت یک سال طی شده باشه. پارسال هر که من رو می دید و می شنید که تازه از ایران اومدم، تعجب می کرد. برای آمریکایی ها جالب تر بود چون دوست داشتن بدون واسطه بدونن ایرانی ها درباره موضوع های روز چگونه فکر می کنن. ایرانی ها هم درباره وضع کشور، احمدی نژاد، گرونی و سریال برره می پرسیدن. چه سریع گذشت.

۲- این هفته خیلی سرمون شلوغه. بوش بالاخره بعد از مدت ها این پا و اون پا کردن، چهارشنبه شب درباره برنامه جدیدش در عراق صحبت می کنه. البته قرار نیست تخم دو زرده ای گذاشته شه ولی کلی کار سرمون ریخته. امروز هم یک مصاحبه مهم داشتم که به خاطر قاطی بودن اوضاع در واشنگتن فعلا عقب افتاد.

۳- دیشب و امروز کمی بارون بارید و هوا کمی خنک شد. پریروز که خیلی گرم بود. یکشنبه ملت با شلوار کوتاه و رکابی تو خیابون بودن. با نیک آهنگ صحبت می کردم، می گفت “باید نگران بود چون وقتی واشنگتن هوا اینجوری گرمه و زمستون امسال تهران از تورنتو سردتر بوده، وضع محیط زیست خیلی به هم ریخته است”. من هم در پاسخ گفتم “شاید خیلی بد نباشه چون نفت کشور که رو به پایانه و هوای ایران هم اگر خیلی سرد شه، علما جلای وطن می کنن و به فرزندان عزیزشون در کانادا و اون و دوربرها بپیوندن.” بد نمی شه، مگه نه؟!!

عید غدیر همگی هم مبارک.

تصویر روز

link Email Print ۱۳۸۵/۱۰/۱۷   General

tehran1.jpg

آتش بازی عید غدیر، تهران

لینک به حاجی کنزینگتن

link Email Print ۱۳۸۵/۱۰/۱۷   General و Media

مطلب حاجی کنزینگتن درباره گرفتاری علی فرحبخش روزنامه نگار ایرانی  

استودیو یا …؟

link Email Print ۱۳۸۵/۱۰/۱۶   General و Media

همه جای دنیا استودیوی پخش زنده رادیو یا تلویزیون از اهمیت زیادی برخورداره. از اونجایی که هر اتفاقی که در حین پخش برنامه زنده رخ می ده، همون موقع بر روی آنتن می ره همیشه سعی شده نهایت ملاحظه رو این باره به جا بیارن. گذشته از این، پرسنل شبکه ها اون قدر حرفه ای هستن که بدونن محیط استودیو شوخی بردار نیست.

اما اوضاع در صدا و سیمای خودمون جور دیگری است. هر چند از لحاظ امنیتی خیلی تلاش می شه تا رفت و آمدها کنترل شن و تنها افراد مجوز دار به ساختمان پخش راه داده می شن ولی معمولا عوامل فنی استودیو، مسوولیت خودشون رو جدی نمی گیرن. این هم چند نمونه:

الف- عوامل فنی معمولا هیچ وقت ملاحظه مجری و گوینده ای که در برابر دوربین قرار گرفته رو نمی کنن. استودیوی شبکه خبر که ۲۲ ساعت از شبانه روز در حال پخش برنامه زنده است، بیشتر از هر چیزی به یک کلاب یا مکان تفریحی شباهت داره. بارها گوینده های شبکه از شنیده شدن صدای خر و پف عوامل فنی که اون گوشه موشه ها می خوابیدن شکایت داشتن. خودم هم دو سه بار با این مشکل مواجه شده بودم. گاهی هم صدای کشیده شدن قاشق عوامل فنی گرسنه به ته قابلمه اعصاب آدم رو سرویس می کرد. حالا اعصاب گوینده به درک، کسی ملاحظه اون همه میکروفن باز رو نمی کنه!

ب- مدتی مجری یک برنامه اقتصادی زنده در شبکه جام جم بودم. تصویربرداری داشتیم که عادت داشت موقع اجرای برنامه با صدای بلند با بقیه عوامل صحنه حرف بزنه. یک بار در حال صحبت با مهمان برنامه بودم که متوجه یک صدای “آه و اوه” خیلی وحشتناک از پشت دوربین ها شدم. مهمان برنامه هم جا خورده بود. صدا این قدر بد بود که آدم فکر می کرد دو نفر اون پشت مشغول کاری هستن! کمی که دقت کردم، دیدم جناب تصویربردار رو صندلی نشستن و یکی دیگر از همکارها مشغول مالیدن شانه های آقا هستن!

ج- مدتی برنامه های سیمای قرآن از استودیوی شبکه ۴ پخش می شد. برنامه اونها که تموم می شد، وسایل دکورشون رو جمع می کردن و در گوشه ای از استودیو می گذاشتن. عوامل پخش ما گاهی از وسایل اونها استفاده می کردن. یک شب ناظر پخش ما تصمیم گرفت که یکی از درختچه های مصنوعی سیمای قران رو داخل کادر قرار بده. هر چه من با این علی نصیری چونه زدم که “علی جون جان هر که دوست داری این کار رو نکن!”، زیر بار نرفت. گلدون مربوط خیلی بی ریخت و بد رنگ بود و من هم به شدت از گل مصنوعی تنفر دارم. به هر حال علی رییس بود و زور او چربید و من به سبک فیلم های هندی در حالی که کنار یک درختچه بنفش رنگ استاده بودم، به روی آنتن فرستاده شدم. اعلام برنامه که تموم شدق برادر یکی از بچه ها زنگ زد که “اون جوراب ها هم جزئی از دکور بودن؟!!”

دقت کردیم، دیدیم یکی از بچه ها حوراب هاش رو شسته و از این گلدون آویزون کرده تا خشک شن. جالب این که هیچ کدام از ما متوجه آویزون بودن اونها نشده بودیم! بیننده ها هم احتمالا فکر کردن شبکه ۴ به سبک برنامه “نیمرخ” آوانگارد بازی در آورده و اون جوراب ها هم از المان های دکور هستن. 

تصویر روز

link Email Print ۱۳۸۵/۱۰/۱۵   General

ahmadinejad.jpg

احمدی نژاد و امیدوار رضایی “احتمالا” در حال حرکات موزون

آدم مطلعی امروز می گفت نارضایتی از عملکرد اقتصادی احمدی نژاد در سطوح بالای مملکت قوت گرفته و پشتوانه سیاسی او به شدت کم شده.

والله، ما چی بگیم. اون روزهایی که با “آقا جلو” چک و چونه می زدیم که آخر و عاقبت رای دادن به ایشون از این بهتر نمی شه، برامون خط و نشون می کشید که وقتی محمود آقا رییس جمهور شد حال امثال شما رو می گیریم و می کنیم تو قوطی!

فعلا ما که از دسترس آقا جلو و امثالش به دوریم ولی امیدواریم احمدی نژاد حالا حالاها از دسترس ما دور نشه که اون وقت مجبور می شیم از کمبود سوژه، کرکره حاجی واشنگتن رو پایین بیاریم. 

1

مواظب خودتون باشید!

link Email Print ۱۳۸۵/۱۰/۱۴   General

امروز از اون روزهایی مگسی منه. همه چیزم قاطی شده. کلی کار سرم ریخته و خیلی بد اخلاقم. این قدر سگم که پاچه همه رو سر کار گرفتم. دلم برای همکاری که روبروم نشسته می سوزه. هر ۱۰ دقیقه یک بار بهش می گم:”چته! چرا اخم کردی؟” به رنگ کروات و … بقیه هم گیر می دم. آدم این جور روزها باید تو خونه بشینه تا کسی رو آزار نده.

خوبیش اینه که سالی یک بار غر می زنم و وقتی بد اخلاق می شم، کسی از من به دل نمی گیره.