بازی تازه شروع شده!
۱۳۸۵/۱۰/۲۹
Iran-US
علی لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران: حمله به ایران جنگ روانی و ائتلاف تصنعی است.
از رییس سابق خودم که حتی یک بار از نزدیک ندیدمشون می پرسم “به همین خاطره که این قدر دست پاچه دست به دامن عربستان شدین و معاونتون رو به عراق فرستادین؟”
نگاهی به پشت سر می اندازم. به گذشته ای نه چندان دور. وقتی یک سال گذشته رو مرور می کنم، دلم برای فرصت های سوخته شده می سوزه. می دونید چرا؟ خوب پس حوصله به خرج بدین و تا ته این مطلب رو بخونید.
هفته اولی که وارد آمریکا شدم در یک مصاحبه مطبوعاتی از رابرت جوزف، معاون خانم رایس پرسیدم چرا با ایران به طور مستفیم مذاکره نمی کنید؟ خیلی محکم جواب داد”هرگز!” جواب این قدر محکم بود که خبرنگاران حاضر در اون جلسه از خنده منفجر شدن.
دو سه هفته بعد از اون آقای هدلی مشاور امنیت ملی آقای بوش در یک مصاحبه مطبوعاتی گفت واشنگتن حاضره با تهران فقط درباره وضع عراق و اون هم از طریق خلیلزاد مذاکره کنه! ازش پرسیدم که علی لاریجانی شما رو منطقی ترین آدم در هیات حاکمه آمریکا دونسته، حاضرید با او صحبت کنید؟ گفت”خیر، سخنان لاریجانی نزدیک بود به بهای شغل من تموم شه!”
چند ماه بعد از اون خانم رایس گفت امریکا حاضره به شرطی که ایران غنی سازی رو متوقف کنه، با تهران درباره همه مسائل گفتگو کنه. اما باز هم نشد!
چند روز پیش هم که به طور ضمنی گفتن شما غنی سازی رو بطور موقت متوقف کنید تا با هم صحبت کنیم.
هفته پیش خیلی تصادفی و داخل آسانسور خاویر سولانا رو دیدم. ازش خواستم درباره مذاکرات هسته ای به من وقت مصاحبه بده. گفت:”این قدر شل کن سفت کن در آوردن که دیگه حتی حوصله صحبت کردن درباره اونها رو ندارم!” (سولانا از ابتدا برخلاف بعضی از دوستان دیگر اروپایی خود در پی پایان دادن به این قائله بود.)
درسته که دیپلماسی در عمل به معنی شل کن سفت کن برای به دست آوردن حداکثر امتیازه ولی این شل کن سفت کن ها نباید به قیمت همه چیزه آدم تموم شه.
آمریکایی ها در ابتدا حتی حاضر نبودن برخورداری ایران از فناوری هسته ای رو بپذیرن ولی دبپلماسی دوره آقای خاتمی تا جایی پیش رفت که خیلی از حقوق ما رو پذیرفتن.
ولی امروز دیگه بحث “حق مسلم هسته ای” در میان نیست. صحبت از تمامیت ارضی، اقتصاد ملی و خیلی چیزهای دیگر است.
در عراقی ککی به تنبان آمریکایی ها افتاده که درست یا نادرست قصد دارن تلافیش رو سر کشور ما دربیارن. همه می دونن که وضع عراق از ویتنام بدتره و راه حل چندان آبرومندی برای خروج از اون وجود نداره. ولی اگر آقای بوش خدا ناکرده تصمیم بگیره بدون وارد شدن به یک جنگ تمام عیار با ایران، چند بمب ناقابل رو به روی تاسیسات هسته ای ما بندازه، به اعتبار خودش در اواخر دوران حکومتش اضافه کرده. به همین خاطر نباید خیلی سرسری از کنار این تهدید گذشت.
خط و نشون شب سخنرانی آقای بوش رو که فراموش نکردید؟ اگر چه مقام های آمریکایی خیلی سریع گفتن منظور آقای بوش حمله به ایران نیست و سناتورها هم کمی اخم و تخم کردند ولی ما که می دونیم پشت این حرف ها چیه.
احتمال حمله آمریکا رو نباید شوخی تلقی کرد. اما خطر بزرگتری از حمله آمریکا ما رو تهدید می کنه.
خانم رایس فوریه پارسال برای بسیج کردن اعراب خلیج فارس و مصر بر علیه ایران به منطقه سفر کرد و با دست خالی برگشت. اما سفر هفته پیش او خیلی پربار بود.
می دونید چرا؟
نمی گم همه تقصیرها ولی بخشی از تقصیر متوجه ماست.
تابستان گذشته وقتی حزب الله لبنان چند سرباز اسرائیلی رو به اسارت گرفت و جنگی در منطقه در گرفت، ملت خوشحالی می کردن که “ان حزب الله هم الغالبون” و “نصر من الله و فتح قریب”.
در همین محیط وبلاگستان چنان شعفی در گرفته بود و همه از ضرب شست ایران به آمریکا می گفتن. خوب آمریکایی ها هم بی کار نیستن که آروم بشینن و ببینن که جگر گوشه اسرائیلی اونها به پاشنه آشیلشون در منطقه تبدیل شده. اون روز هم آمریکایی ها از تهران ترسیدن و هم عرب ها. اون حملات فقط یک پیروز واقعی داشت و اون هم تندروهای اسرائیلی بودن!
دولت ایران هم می تونست با کمی درایت از اون اوضاع نفع ببره. اگر شرایط مذاکره با آمریکا فراهم شده بود، آقای لاریجانی با دستی پر و سری بلند رو در روی رایس می نشست و اوضاع رو تلطیف می کرد.
اما از این فرصت استفاده نشد. این وضع فقط باعث شد که عرب های خلیج فارس خط و نشون های آمریکا رو جدی بگیرن و از قدرت گرفتن شیعه ها بترسن. تشدید کشتارها فرقه ای در عراق هم اونها رو نگران تر کرده. اعدام صدام از همه چیز بدتر بود.
خلاصه اوضاع خیلی خرابه. دقیقا مثل این می مونه که گلوله برفی از بالای کوه به راه افتاده و هر چه پایین تره می آد بزرگتر و خطرناکتر می شه. اگر به موقع بجنبیم، از سر راه این گلوله کنار رفتین وگرنه زیر اون له می شیم.
الان دیگه نباید از آمریکایی ها بترسیم، عرب های خلیج فارس بزرگترین تهدید علیه ما هستن. به قول اون جوک معروف “مارادونا رو ول کنید، به غضنفر بچسبید!”
ولی هنوز دیر نشده. هنوز فرصت هست. شنیدم که آقایون مشغول تعمیرات و بنایی دفتر اداره ایران در وزارت خارجه آمریکا هستن. تا حواس آقایون به بنایی گرمه و دفتر ایران در واشنگتن سر و سامانی نداره، حاج آقاهای ما باید به خودشون تکونی بدن و از فرصت استفاده کنن. انشالله خیره!
یادتون باشه که آمریکایی ها در برنامه های رسمی همیشه می گفتن “خلیج فارس”. حالا مدتی است می گن “خلیج”. از این می ترسم این غائله تا جایی پیش بره که زبونم لال همه چیز به “خلیج عربی” ختم بشه. از اون بدتر تنب ها و ابوموسی رو که فراموش نکردین.
از این ها بگذریم، فقط عرب ها نیستن که علیه ما شیر شدن. ائتلاف جهانی قدرتمندی رو علیه ما بسیج کردن. اول ژاپن سهم ۷۵ درصدیش در آزادگان رو به ۱۰ درصد کاهش می ده، بعد بانک های غربی قهر می کنن و الخ.
تازه اولشه!
شاه عباس برای نجات ایران با عثمانی آشتی کرد، دهن ازبک ها رو سرویس کرد و دوباره به سراغ ترک ها برگشت و ایران رو عزت بخشید. در عوض حاج میرزا آقاسی صدر اعظم محمد شاه قاجار به جای سیاست، در جنگ هرات دست به دامن رمال ها و دعانویس ها شد و کفش آهنی پای شتر های قشون کرد و وضع همانی شد که دیدیم. کاش به جای کفش آهنی، شرت آهنی به پای سلطان می کرد!
خلاصه تاریخ داره تکرار می شه. کاش فقط تکرار جنگ هرات باشه نه قضیه ترکمان چای و گلستان.
ادامه دارد…








در ۱۱:۴۷ ب.ظ
che begam gheyr az eenke, JAANAA SOKHAN AZ ZABAAN MAA MEEGOO’EE… yaade on dastaane molanasrdin oftaadam ke hamaro khabar kard ke folan jaa shaam meedan badesh khodesh bavaresh shod ke khabareeye va donbaal jameeyat doveed…eenaa ham harfe alakee boodan hamleye America ke vaseye masrafe daakhelee zadan daare bavareshoon meeshe…chee begam…
در ۱۱:۵۸ ب.ظ
کاملاً موافقم. عالی بود. امیدوارم همیشه وقت داشته باشی تا همینقدر زیبا و گویا بنویسی. اگه آقایون فکر جدی نکنن ممکنه …
در ۱۲:۴۶ ق.ظ
به مطلبت تو بلاگ نیوز لینک داده شد
http://blognews.۱bn.eu
در ۳:۴۱ ق.ظ
به نظر منم احنمال جنگ کم نیست ولی مساله مهم تر از جنگ تحریم بی صداس.۸۰ در صد بانکای خارجی از بانکای ایرانی عذرخواهی کردن و دیگه همکاری نمینن این یعنی تسویه نشدن در آمد های ارزی یعنی دست گذاشتن روی شاهرگ. این یعنی بد تر از جنگ.
راستی از وبلاگ متتی باهات آشنا شدم .خوشحال می شم سر بزنی.اگه اهل لینکیدن هم هستی بگو من پایه ام.
در ۶:۳۶ ق.ظ
kash posti ro be tozih un saghfe shishei ke nik ahang gofte bood ekhtesas midad va mozoo ro bishtar baz mikardid . hatman dar tasmim girie bazia tasir dare .
mamnoon misham
————-
چشم، حتما ولی فکر کنم بچه هایی که الان ساکن کانادا هستن بهتر بتونن توضیح بدن
در ۱۰:۱۶ ق.ظ
بله صداي پاي فاجعه هر لحظه نزديكتر ميشه
در ۱۱:۳۳ ق.ظ
inja berim , hame ba ham …
http://www.enoughfear.org/
در ۲:۰۷ ب.ظ
سلام دست تان درد نكند
در ۲:۱۱ ب.ظ
ey baba ina aghe harf gush kun budan vazemun behtar bud!
در ۲:۲۷ ب.ظ
سلام.مثل همیشه عالی بود.
ان قضیه داره همه مارو نگران میکنه.
من یه پیشنهاد دارم و اون این هست تمام وبلاگستان جمع بشن و یه کاری کنن یا یه راهی رو پیشنهاد بدن که این یارو احمقی نژاد دوباره سر از این پست در نیاره.
باور کنید اگر دور دوم سفر های استانی شروع بشه کاردیگه تمومه ها
پس باید بجنبیم.اول از همه از تحریمی ها باید شروع کنیم.بعد سراغ اون ۱۷ میلیون نفر.
بجنبید تا دیر نشده.
با اجازت این مطلب رو با لینکش به اکثر دوستام ای میل کردم.
خوش باشی.
در ۱:۵۴ ق.ظ
کاش…
در ۹:۲۵ ق.ظ
مرسی جالب و عالی بود گل گفتی اما این انگولک کردنا هنوزم ادامه داره و جاب تاسفه
در ۵:۲۵ ب.ظ
با سلام خبر شما در سايت خبري وبلاگ نويسان منتشر شد مشاهده فرمائيد
در ضمن از شما دعوت مي شود در جشنواره وبلاگ هاي خبري پارسي زبان شركت فرمائيد
آدرس :weblog.irnablog.com
در ۷:۰۸ ب.ظ
حاجی اینا نمی تونن گوجه سه هزار تومنی و پنیر پنج هزار تومنی ارزون کنن و بهترین راهو این می دونن که دست کنن توی سوراخ زنبور. خودشون تنشون می خاره. بوش هم می خواد قبل از رفتن یه حالی به صهیونیستها بده تا بعدا یه جا مدیر عامل بشه.
در ۱:۳۷ ق.ظ
اصلا نگران نباشید. اوضاع در پشت پرده تحت کنترله. اتحاد نانوشته امریکا اسراییل ایران طرح جدید خاورمیانه را پیش می برد.