حاجی واشنگتن
چاک دامن و تقلب
نوشته شده توسط Administrator به تاریخ ساعت ۶:۱۱ ب.ظ زیر موضوع General
دوازده سال پیش در دانشگاه چارلز پراگ درس می خوندم. امتحان های پایان ترم ما خیلی سخت بودن و به صورت شفاهی برگزار می شدن. امتحان ها تاریخ مشخصی نداشتن و در یک دوره زمانی مشخص می توانستیم از رییس گروه مربوط برای امتحان وقت بگیریم. روز امتحان هم دانشجوهای پسر باید با کت شلوار و کروات و دانشجویان دختر هم با لباس رسمی به استاد مراجعه می کردن.
استاد اخلاق پزشکی ما یکی از نمایندگان پارلمان جمهوری چک و معاون وزیر سلامت این کشور بود. روز امتحان با یکی دو نفر دیگه از دانشجویان دیگه به دفتر استادمون در ساختمون وزارت سلامت رفتیم. یکی از این افراد دانشجوی دختری بود که طبق مد اون سال یک لباس ماکسی بلند به تن داشت و دو طرف لباسش، تا اون بالای بالا چاک خورده بود.
بعد از این که استاد سوال هامون رو بهمون داد، گفت می تونید رو کاناپه بشینید و نیم ساعت به جواب هاتون فکر کنین. اون دانشجوی دختر هم پهلوی من نشسته بود و هی دستش رو به زیر دامنش می برد و یک چیزی رو خارج می کرد.
اولش کمی نجابت به خرج دادم و کنجکاوی نکردم. بعد از مدتی دیگه نتونستم خودم رو کنترل کنم و شروع کردم به نگاه کردن دختره. او یک برگه بلند و باریک تقلب رو با استفاده از یک کش بلند به اون بالای دامنش بسته بود و اون رو می کشید بیرون و می خوند، کارش که تموم می شد اون رو رها می کرد و برگه تقلب ناپدید می شد.
همون طور که محو ابتکار هم دانشگاهی عزیزم بودم، سرم رو بالا آوردم. آقای استاد که فکر می کرد من در حال دید زدن بغل دستیم هستم، با چنان شماتتی من رو نگاه می کرد که هیچ وقت فراموش نخواهم کرد.
چاپ شده از حاجی واشنگتن: http://hajiwashington.com/blog
لینک مطلب: http://hajiwashington.com/blog/1385/08/23/%da%86%d8%a7%da%a9-%d8%af%d8%a7%d9%85%d9%86-%d9%88-%d8%aa%d9%82%d9%84%d8%a8/
Click here to print.