علی از قربانیان سقوط C-۱۳۰ می نویسد
به لطف وبلاگ پرستو دوکوهکی به این مطلب رسیدم. علی لهاک دوست قدیمی و خوبم، در حال نوشتن درباره قربانیان نازنین سقوط پارسال هواپیمای C-۱۳۰ ارتشه. دستش درد نکنه. کاری که علی بکنه حرف نداره. مثل همیشه!
به لطف وبلاگ پرستو دوکوهکی به این مطلب رسیدم. علی لهاک دوست قدیمی و خوبم، در حال نوشتن درباره قربانیان نازنین سقوط پارسال هواپیمای C-۱۳۰ ارتشه. دستش درد نکنه. کاری که علی بکنه حرف نداره. مثل همیشه!
۱۳۸۵/۰۸/۲۹
General
ای میل اداری من در دو سه روز گذشته که خونه بودم، خراب بود. مدیر مربوط هم به خیال این که من ای میلم رو از خونه چک می کنم، برنامه کاری این هفته من رو عوض کرده و من رو امروز در شیفت عصر، یعنی ۴ بعد از ظهر تا ۱۲ شب قرار داده. من بی خبر هم کله سحر به اداره اومدم. حالگیری بدتر از این نمی شه. به خونه بر می گردم. اگر از این تغییر خبر داشتم، امروز یه کم بیشتر می خوابیدم.
۱۳۸۵/۰۸/۲۸
General
استر در برابر خشایارشا، اثر پومپئو باتونی(قرن۱۸)
استر نام یکی از همسران خشایارشا پادشاه هخامنشی است که در آئین یهود مقامی همانند پیامبران داره. استر پس از کوروش دومین ناجی قوم یهود در میان خاندان سلطنتی ایران است.
بنا به نوشته کتاب های تاریخی و منابع دینی بهودیان، استر یهودی و سوگلی پادشاه بود. یکی از اقوام استر به نام مردخای که در درباره هخامنشی خدمت می کرد، به خاطر خنثی کردن توطئه قتل خشایار از نفوذ زیادی برخوردار شده بود. مردخای پس از مدتی متوجه می شه که هامان، وزیر بزرگ دربار با پرداخت رشوه کلان به پادشاه، نظر او رو برای قتل عام یهودی ها جلب کرده.
مردخای از استر کمک می خواد و او هم با مست کردن خشایار حکم قتل وزیر اعظم و عواملش رو از شاه می گیره. درست در همون روزی که قرار بود هامان ترتیب بهودی ها رو بده، خودش به همراه ۱۰ پسرش به بالای دار می ره و صدها نفر از عوامل او به دست یهودیان قتل عام می شن. این روز در تاریخ بنی اسرائیل به عنوان عید پوریم شناخته می شه.
قبر استر و مردخای در شهر همدان قرار داره.
۱۳۸۵/۰۸/۲۸
General
بعضی از اسامی یونانی خیلی بی ادبی هستن. نمی دونم این ملت چرا سعی نمی کنن بعد از این همه مراوده تاریخی با مردم فرهنگ پرور ایران، اسامی خودشون رو درست کنن. اسم فامیلی سفیر یونان در ایران در زمان رضا شاه نمونه بارزی از بی ادبی تاریخی این ملته.
گفته می شه وقتی وزیر دربار شاهنشاهی در روز تقدیم استوارنامه جناب سفیر رو به رضا شاه معرفی می کنه، اعلی حضرت شروع می کنه به خندیدن. اسم طرف ترکیبی از نام آلت های تناسلی مردان و زنان در زبان فارسی بوده. رضا شاه بعد از خنده ای مفصل، رو به سفیر می کنه می پرسه آدم درست حسابی تری نبود که تو رو به ایران فرستادن؟!! جناب سفیر هم ناراحت می شه و همین فضیه باعث شکرآب شدن روابط تهران و آتن می شه. خلاصه شانس آوردیم که با اشغال ایران، رضا شاه از ایران می ره و امکان از سرگیری روابط حسنه دو دولت و ملت فراهم می شه.
یک بار دیگه هم در زمان رضا شاه، پلیس واشنگتن حال کاردار سفارت ایران رو به خاطر عبور از چراغ قرمز می گیره. رضا شاه هم بهش بر می خوره و دستور می ده روابط سیاسی ایران و آمریکا قطع بشه. البته این اتفاق یک بار دیگه در سال ۱۳۵۸ تکرار شد ولی این بار سفیر آمریکا از چراغ قرمز میدون انقلاب رد شده بود.
۱۳۸۵/۰۸/۲۸
General
دیشب خواب دیدم به همراه ۴ آدم ناشناس تو یک پژوی ۵۰۴ قدیمی نشستم و دارم به ترانه “رسم زمونه” رسول نجفیان گوش می دم. در اون حال یکی از مسافرها که پیرمرد تپلی بود یهو با صدای بلند شروع به گریه کرد و از من و بقیه سرنشین های ماشین خواست برای “محمد” پسر تاره درگذشتش فاتحه بخونن.
امروز یکی از بچه ها از تهران sms زده بود که ”محمد صادقی” یکی از همکارهای خوبم در پخش شبکه ۴ و خبر ساختمون شیشه ای در اثر تصادف فوت کرده. خیلی دلم گرفت. هنوز داغ کشته های هواپیمای C-۱۳۰ ارتش برای من و خیلی از بچه های سازمان تازه است که این داغ هم اضافه شد.
محمد کارگردان پخش بود. پسر آروم، صمیمی و ساده ای بود که کارش رو خیلی خوب بلد بود، سلیقه حرفه ایش و وجدان کاریش حرف نداشت. از معدود آدم هایی بود که سرش تو کار خودش بود و به یاد ندارم که یک بار دروغی، غیبتی یا حرف نامربوطی ازش شنیده باشم. حیف شد. خدا به همسرش، فرزندش و والدینش صبر بده.
۱۳۸۵/۰۸/۲۶
General
متوسط تعداد مبتلایان به ایدز در واشنگتن دی سی ۱۲ برابر بیشتر از متوسط مبتلایان به این بیماری در کل آمریکاست. روی یک پوستر تبلیغاتی در قطار مترو نوشته بود از هر یک صد هزار شهروند واشنگتن، ۱۸۰ نفر به بیماری ایدز مبتلا هستند. متوسط ملی این رقم در آمریکا ۱۵ نفر است.
۱۳۸۵/۰۸/۲۶
General

پاییز واشنگتن خیلی زیباست. به این عکس خیلی توجه نکنید!
الحمدالله همه چیزمون به همه چیزمون می آد. همه جوره بیستیم. امروز یکی از بچه ها زنگ زده و می پرسه: حَجی چرا به مصاحبه مطبوعاتی منوچهر محمدی نیومده بودی!
حاجی واشنگتن: اولا خبرم نکرده بودن، دوما سردبیر محترم بنده رو فرستاده بودن دنبال نخود سیاه. مامور تهیه گزارش از آب گرفتگی معابر عمومی پایتخت ینگه دنیا بودم. (امروز بارون زیادی می اومد و حتی در نیمه روز در شمال غربی پایتخت هشدار سیل دادن) خوب حالا چه خبر بود؟
دوستم: قرار بود مصاحبه مطبوعاتی جالبی باشه ولی قبل از این که رسانه ها فرصت سوال پرسیدن پیدا کنن، جناب هخا (همون آقایی که قرار بود با ۵۰ هواپیما تهران رو تسخیر کنه) بلند شدن و درباره مکارمشون سخنرانی کردن!
حاجی واشنگتن: مگه مصاحبه مطبوعاتی منوچهر محمدی نبود؟
دوستم: چرا ولی هخا می گفت ۷۰ درصد جوون های ایرانی به من اعتقاد دارن و …
می دونید چیه؟ ماها خدای وقت شناسی هستیم! همیشه در هر مکانی باید خودمون رو به نحوی نشون بدیم. دممون گرم!
راستی عکس بالا مربوط به یکی از خیابون های اطراف میدان دوپان در واشنگتنه. در یک هفته گذشته، هر روز برگ های کف این خیابون رو سرشماری کردم. هنوز هیچ بنده خدایی این خیابون رو جارو نزده. طفلک رفته گر محله ما دو ماه، دو ماه از پیمانکار شهرداری حقوق نمی گرفت و هر شب همه محل رو جارو می زد.