به مناسبت جشن عاطفه ها در ایران
۱۳۸۵/۰۶/۲۴
General

جشن عاطفه ها در تهران
دفتر یکی از بزرگترین سازمان های خیریه بین المللی کودکان در جوار دفتر ماست. ساختمانی که دفتر ما و این سازمان خیریه “مردم نهاد”-NGO سابق- در اون قرار دارن، یکی از گرون ترین ساختمانهای اداری واشنگتنه. در شیشه ای اتاق کنفرانس این موسسه در کنار در ورودی دفتر ماست. مَنِ تنبل هر روز ساعت ۱۰ صبح و همزمان با جلسه روزانه این خیریه وارد دفتر می شوم و شاهد پذیرایی شامخ از حضرات در این جلسات هستم.
جهت اطلاع عرض کنم اینجا بر خلاف تهران که برگزاری جلسه عادی اداری بدون پذیرایی شامخ معنی نداره، جایی از این خبرها نیست و حتی وقتی برای مصاحبه خبری به مکان هایی مثل وزارت خارجه رجوع می کنیم نیز لیوان آبی تعارف نمی شه! حالا شما حساب کنید که این موسسه که خودش رو از سردمداران کمک به بچه های گرسنه دارفور و اتیوپی می دونه، چقدر از پول اهدایی شهروندها رو صرف اجاره دفتر و هزینه پذیرایی و تشریفاتش می کنه.
بامزه این که چند وقت پیش زمانی که در طبقه خودمان از آسانسور خارج شدم، دیدم تابلویی در راهرو گداشته شده که جهت برگزاری “جلسه اضطراری کارگروه کمک به رفع بحران فقر تغذیه در کودکان آفریقایی” رو نشون می داد. از جلوی در شیشه ای سالن کنفرانس این موسسه که رد شدم، جماعت چنان در حال لمبوندن و بلعیدن ران های مرغ بودن که در یک آن فکر کردم با آوارگان منطقه صحرای یزرگ آفریقا روبرو شده ام.
اه! از این پُستم بدم اومد. خیلی ضایع است ولی حقیقت تلخه دیگه!
عکس از خبرگزاری مهر








در ۹:۴۵ ق.ظ
Manam fekr kunam kheiliha sue estefadeh az chizhaye kheiriyeh mikunan, man aslan be in muasesat kumak nemikunam, be nazareh man behtarin kar ineke be mustamandane duru varemun kumak beresunim ta buland par vazihaye dige.
در ۴:۴۲ ق.ظ
تازه خوبه اونا پنجره هاشون شيشه ايه. مردم مي بينن. اينايي كه دورشون رو حصار كشيدن و كسي نمي بينه چي؟