Haji Washington; Iranian Journalist in Washington DC


ایران-لبنان-آمریکا

link Email Print ۱۳۸۵/۰۴/۲۸   General و Iran-US

با یکی از کارشناس های سیاسی صحبت می کردم، می گفت شرایط بد لبنان می تونه در مذاکرات هسته ای به نفع ایران باشه. می گفت حالا که وضع لبنان به هم ریخته، کارت هایی که در دست ایران است بیشتر شده و علاوه بر عراق، ایران می تونه از جای دیگری بر آمریکا فشار بیاره. به همین خاطر آمریکا می خواد تا پایان هفته کار ایران رو در شورای امنیت  یک سره کنه. ولی به گفته این دوستم، تازه حتی اگر قطعنامه ای علیه ایران تصویب شه، چندان مهم نیست. او از قطعنامه ضعیف تصویب شده علیه برنامه موشکی کره شمالی به عنوان نمونه خوبی نام برد که نشون می ده دولت ایران نباید از تصویب قطعنامه نگران باشه.

آخرین خبر از سازمان ملل متحد

link Email Print ۱۳۸۵/۰۴/۲۸   General و Iran-US

جان بولتون سفیر آمریکا در سازمان ملل امروز گفت واشنگتن تمام تلاش خودش رو به کار می گیره تا قطعنامه شورای امنیت علیه برنامه اتمی ایران تا پایان هفته تصویب شه. شورای امنیت امروز بعد از ظهر به بحث درباره ایران می پردازه. خدا به خیر بگذرونه!

سی ان ان و المنار

link Email Print ۱۳۸۵/۰۴/۲۸   General و Media

سه سال پیش زمانی که آمریکا در ایام عید نوروز به عراق حمله کرد، من در اداره مبادلات خبر واحد مرکزی خبر با استفاده از فرصت تعطیلات، چهار گزارش درباره وقایع مربوط به این جنگ تهیه کردم که برای پخش در برنامه گزارش جهانی سی ان ان به آتلانتا ارسال شد. یکی از گزارش های من درباره کشف بقایای شهدای ایرانی در بصره به وسیله سربازان بریتانیایی بود که خیلی مورد توجه سی ان ان قرار گرفت. یکی از گزارش های دیگرم هم درباره جنگ رسانه های عربی مانند الجزیره و .. با رسانه های غربی مانند سی ان ان بود. در اون گزارش، من با رییس دفتر شبکه تلویزیونی المنار لبنان که وابسته به حزب الله است، مصاحبه کرده بودم. وقتی گزارش رو به سی ان ان ارسال کردیم، اونها لطف کردن و مصاحبه مربوط به المنار رو موقع پخش سانسور کردن. ما که اعتراض کردیم، در جواب گفتن که المنار به یک گروه تروریستی وابسته است و نمی توانیم برای آنها تبلیغ کنیم.  

حالا بعد از سه سال، در حالی که بیروت در حال انفجاره، سی ان ان دایم داره با ابراهیم موسوی، مدیر خبر المنار مصاحبه زنده می کنه. با این که از گروگانگیری حزب الله خیلی شاکی هستم، از این که موسوی در مصاحبه امشب خودش با لری کینگ او رو سوسک کرد خیلی حال کردم. چرخش موضع سی ان ان در برابر المنار هم برام خیلی جالبه.

برای لبنان

link Email Print ۱۳۸۵/۰۴/۲۷   General

Lebanese Flag

زمانی که هیتلر برای حمله به لهستان دندان تیز می کرد، گروهی از سربازان خود را مامور کرد تا با لباس فرم ارتش لهستان به یک ایستگاه رادیویی در یک شهر مرزی آلمان حمله کنند تا بهانه لازم را برای راه انداختن جنگ دوم جهانی در اختیار رایش سوم قرار دهند.

وقایع خونبار چند روز گذشته لبنان من را به یاد آن روزها می اندازد. منتهی این بار حزب الله لبنان برای دادن بهانه لازم برای آتش باری اسراییلی ها بر سر مردم بی گناه لبنان، اجازه را از جای دیگری گرفته است.

شکی نیست دولت اسراییل مدت هاست برای از بین بردن حزب الله در لبنان نقشه می کشد ولی هیچ وقت فکرش را نمی کرد جزب الله به این قشنگی بهانه لازم را در اختیار این کشور بگذارد.

شیخ حسن نصرالله از عاقل ترین رهبران گروه های سیاسی در خاور میانه بوده است. دور اندیشی های او، صرف نظر از وابستگی های سیاسی او، موفقیت های زیادی را برای این گروه و گاهی برای مردم کشورش به همراه داشته است.

اما معلوم نیست این بار با چه منطقی به گروگانگیری سربازان اسراییلی دست زده است. مردم لبنان پس از سال ها جنگ و در به دری برای مدتی در حال تجربه معنی صلح و آرامش بودند که همه چیز به هم خورد.

شیخ حسن همدردی با فلسطینی ها و حماس را بهانه می آورد، ولی او در اصل برای حفظ موجودیت سیاسی حزب الله دست به این اقدام زده است.

پس از خروج نیروهای سوری از لبنان و روی کار آمدن دولت سینیوره، این نگرانی وجود داشته است که حزب الله به تدریج تحت فشار آمریکا به حاشیه صحنه سیاسی این کشور رانده شود و موحودیت آن به عنوان یک گروه مقاومت به خطر بیفتد.

شیخ حسن با یک محاسبه  اشتباه فکر می کرد با تحرکی محدود می تواند اسراییلی ها را گوشمالی دهد و نام سازمانش را بار دیگر احیا کند.

ولی این بار اسراییل دست بردار نیست. برای اسراییل کشتار لبنانی ها و محکومیت احتمالی جهانی مهم نیست. مساله مهم برای آنها استفاده از فرصت به دست آمده برای پاک کردن حزب الله از صفحه روزگار است. آنها می گویند آن قدر به بمباران لبنان ادامه خواهند داد تا دولت لبنان کنترل مرز مشترک را به دست بگیرد، حزب الله را خلع سلاح کند و زیرساخت های آن را نابود کند.

اما شکی نیست که لبنان امروز به صحنه زورآزمایی ایران و آمریکا تبدیل شده است. در نهایت معلوم نیست کدام یک پیروز این میدان خواهد بود. همچنین معلوم نیست که حجم سنگین آتش باری اسراییلی چه بلایی بر سر مقبولیت عمومی حزب الله خواهد آورد. اما در نهایت این مردم لینان هستند که بیشترین آسیب را متحمل می شوند و هر روز شاهد از دست دادن عزیزان خود و نابودی زیرساخت های کشور عزیزشان می شوند. برای لبنان اگر بخواهم بنویسم، مثنوی هفتاد من می شود، برای همین به نوشتن چند پست جسته و گریخته بسنده خواهم کرد.

عکس روز

link Email Print ۱۳۸۵/۰۴/۲۷   General

Argentina

عکسی را که می بینید مربوط به یک تظاهرکننده عرب است که در راهپیمایی ضد اسراییلی در پایتخت آرژانتین شرکت کرده است.

عکس از خبرگزاری رویترز

خونه دار و بچه دار، زنبیلت رو بردار و بیا

link Email Print ۱۳۸۵/۰۴/۲۷   General

vendor

چند روز پیش با دوستان درباره صدای ناموزون و ناهنجار بلندگوی فروشندگان دوره گرد وانت سوار در تهران صحبت می کردیم. کت شلواری، هندوانه فروش و … اینجا از این خبرها نیست. یعنی معمولا نیست. ولی امروز در مرکز واشنگتن به یکی از این جماعت دوره گرد برخورد کردم. البته این آقای سیاه پوست میکروفون به دست، فروشنده نیست. یک تبلیغات چی دوره گرده که داره برای فروش دستگیره پنجره تبلیغ می کنه. ولی صدای بلندگوش به همون اندازه انکر الاصوات بود. تعجب می کنم چرا شهرداری جلوی این آلودگی صوتی را نگرفته بود. زمانی که می خواستم عکس این آقا رو بندازم، رفت تو قیافه و پشت میکروفون به خودش ”چیز” گفت.

استفن هدلی

link Email Print ۱۳۸۵/۰۴/۲۷   General و Media

Hadley 

استفن هدلی زمانی معاون خانم رایس بود و وقتی او به وزارت خارجه رسید، هدلی بر کرسی مشاور امنیت ملی رییس جمهور آمریکا نکیه زد. آدم محترمیه. برخلاف رایس که همیشه خیلی در انظار عمومی مشهوده، هدلی سرش رو پایین میندازه و آسه می ره و آسه میاد تا یه پا رو دم کسی نگذاره. زمانی علی لاریجانی از او به عنوان عاقل ترین عضو دولت آمریکا و قابل مداکره ترین (ترکیب سازی رو حال کنید) فرد نام برده بود. من هم در بک مصاحبه مطبوعاتی نظر آقای هدلی رو درباره این حرف آقای لاریجانی پرسیدم. او در جواب و به شوخی گفت نزدیک بوده این تعریف به قیمت شغلش تموم شه. این نگرانی من رو به یاد بعضی از دوستان و همکارهای سابقم میندازه!

عوامل سفارتخانه ام القراء

link Email Print ۱۳۸۵/۰۴/۲۷   General

 akbar nasrollahi

یه چیز با مزه ای رو در سایت خبری “ایران امروز” دیدم. این سایت عکس هایی رو منتشر کرده و اونها را به ماموران خفیه ج.ا.ا. و جواسیس سفارتخانه کبرای ایران نسبت داده. به نوشته ایران امروز این دو در حال تهیه گزارش از حاضران در برنامه اعتصاب غذای آقای گنجی بودن. حتما این طور بوده، بعنی به نظر می آد که دارن از اعتصاب کننده ها تصویر می گیرن ولی وابستگی سازمانی اونها اشتباه نوشته شده. این دو نفر جاسوس نیستن، بلکه خبرنگارن. البته بعضی ها همیشه خبرنگارهای جناح مخالف خودشون رو جاسوس فرض می کنن. البته با کمی تساهل هر دو جماعت جاسوس و خبرنگار رو می شه از اعضای خانواده “راپورتچی ها” فرض کرد. آمّا، حالا که حرف به اینجا کشید، با اجازه بزرگترها من این دو تن را کمی معرفی می کنم تا خیالتون راحت شه. اولا، نفر اول اکبر نصرالهی است که زمانی رییس من بود و دوران همکاری من با او از دوران به یاد ماندنی کار من در صدا و سیماست. این آقای نصرالهی ما یک ژورنالیست اکادمیک به تمام معنا است. زمانی مدیرکل شبکه خبر بود و این شبکه رو متحول کرد. استاد ارتباطات هم هست و خط و ربط خبریش از نظر حرفه ای حرف نداره. خیلی هم آدم شجاعی است و روم به دیوار، در مواردی هم که خیلی ها شجاعت نمی کردن به بعضی مسایل پوشش خبری بدن، به اونها می پرداخت. چند روزی هم در لندن بوده و حین گردش، از روی کنجکاوی خواسته ببینه اون دور و برها چه خبره که خلاصه گیر عکاس ها افتاده. نفر دوم هم بهروز میرورزنده است. از بچه های واحد مرکزی خبر و خبرنگار رسمی صدا و سیما در لندن است. استثنا از معدود خبرنگاران مسلط به زبان های انگلیسی و فرانسه در سازمانه. نمی خوام بگم که با هم رفاقت داشتیم، چون می ترسم به قیمت کارش تموم شه، فقط این رو می گم که در عالم همکاری خیلی آدم محترمیه. این جمله آخر، من رو به یاد یکی از سوال هایی انداخت که زمانی از استفن هدلی، مشاور امنیت ملی آمریکا پرسیدم. بنابراین پست بعدی رو درباره همین موضوع می نویسم و مطلب مربوط به شام امشب و سفر نیویورک رو بعدا خواهم نوشت.

رقص برره ای

link Email Print ۱۳۸۵/۰۴/۲۶   General

   Haddad Adel

عکس از خبرگزاری فارس

گرمای واشنگتن

link Email Print ۱۳۸۵/۰۴/۲۶   General

 High tempratures in DC

بابا عجب این واشنگتن گرم و شرجی شده. البته درجه حرارت بر اساس استاندارد تهران خیلی بالا نیست. همش ۳۶ درجه است. اما، رطویت هوا خیلی بالاست و نفس کشیدن رو سخت می کنه. طفلک اکبر گنجی که امروز به واشنگتن می آد و چند روز هم می مونه و باید این گرما و آدم های گرم این شهر رو تحمل کنه! قراره امشب از باشگاه ملی خبرنگارهای آمریکا جایزه بگیره. ما هم دعوتیم ولی نمی تونیم بریم. حتما جامون خالیه! راستی یادم باشه درباره سفر کوتاه ۸ ساعته دیروز به نیویورک و ماجراهای رفت و برگشت در فرودگاه براتون بنویسم. فعلا عزت زیاد.